مرکز فناوریهای نوین صنعت پلیمر، با هدف حل مسائل واقعی صنعت و تجاریسازی پژوهشهای دانشگاهی، با مشارکت دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد و گروه صنعتی ولکان (ولکان صنعت سپاهان) در شهرک صنعتی شماره ۲ نجفآباد افتتاح شد. این مرکز که در دل کارخانه «مبنا بسپار اسپادانا» مستقر شده، گامی عملی در جهت تحقق دانشگاه نسل چهارم و اقتصاد دانشبنیان محسوب میشود.
به گزارش دنیای اقتصاد، آیین افتتاح این مرکز روز چهارشنبه (چهارم شهریور) با حضور جمعی از فعالان صنعتی، سرمایهگذاران، دانشگاهیان و مسئولان محلی برگزار شد. بر اساس این گزارش، مرکز تحقیقات مشترک فناوری در صنعت پلیمر با مأموریت تمرکز بر حل چالشهای فناورانه، توسعه پروژههای تحقیق و توسعه مشترک، و خلق ارزش افزوده از طریق تبدیل دانش به فناوری و ثروت، فعالیت خود را آغاز کرده است.
ارتباط صنعت و دانشگاه؛ از شعار تا عمل
فرید نعیمی، رییس دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد، در این مراسم با تأکید بر اینکه تعامل دانشگاه، صنعت و جامعه یکی از مهمترین رویکردهای این دانشگاه است، اظهار کرد: «در پنج سال گذشته، این تعاملات در قالب رویدادها، همکاریها و راهاندازی مراکز ارتباط با صنعت، توسعه چشمگیری یافته است. راهاندازی مرکز تحقیقاتی در دل کارخانهها، نقطه عطفی در ارتباط بین دانشگاه و صنایع به شمار میرود.»
او افزود: «در چنین مراکزی، چالشهای واقعی صنعت شناسایی و پس از طرح مسئله، مطالعات کاربردی انجام میشود. راهکارهای ارائهشده پس از بررسی و آزمایش نهایی، بهصورت عملیاتی در خط تولید پیادهسازی خواهند شد. این دقیقاً همان مسیری است که دانشگاههای موفق دنیا برای تولید علم و فناوری بر اساس نیاز جامعه طی کردهاند»
نعیمی با اشاره به نقش کلیدی بخش خصوصی در این همکاری، خاطرنشان کرد: «گروه صنعتی ولکان (ولکان صنعت سپاهان) به عنوان یک بازیگر پیشرو در بخش خصوصی، با تفکری آیندهنگر و باور عمیق به نقش فناوری در توسعه، بستر مناسبی برای این همکاری فراهم کرده است. حضور فعالان صنعتی در دانشگاه و ارائه تجارب آنها به دانشجویان، مسیر روشنی برای ورود نسل جدید به بازار کار ترسیم میکند.»
تجاریسازی دانش؛ اولویت اصلی مرکز
مجید هاشمزاده، عضو هیأت علمی دانشگاه و رییس مرکز تحقیقات فناوریهای نوین صنعت پلیمر اصفهان، در گفتوگو با خبرنگار ما، هدف اصلی این مرکز را «تولید محصول فیزیکی، راهبردی یا مدیریتی در پاسخ به کاستیها و نیازهای واقعی صنعت» دانست و تصریح کرد: «تمرکز بر کشف نیاز واقعی صنعت و تبدیل آن به مسئلهای قابل ورود به مرکز، دریچهای روشن به سوی احیای کارکرد پایاننامههای دانشجویی و کاربردی کردن آنهاست. ما به دنبال تولید علمِ صرفاً نظری نیستیم؛ بلکه به دنبال علمی هستیم که به ثروت و اشتغال منجر شود.»
او با بیان اینکه دفتر این مرکز در شرکت «مبنا بسپار اسپادانا» (زیرمجموعه ولکان صنعت سپاهان) مستقر است، افزود: «استخراج چالشهای موجود در گروه ولکان و تبدیل آنها به مسائل تحقیقاتی، نه تنها به سود تولیدکنندگان قطعات لاستیکی و معادن خواهد بود، بلکه میتواند الگویی برای سایر صنایع کشور باشد.»
گزارش اختصاصی دنیای اقتصاد: سه نگاه به یک مرکز
آنچه این رویداد را از یک افتتاحیه صرف متمایز میکند، نگاه چندلایهای است که در سه گفتگوی اختصاصی دنیای اقتصاد با نمایندگان صنعت، اقتصاد و حاکمیت، ابعاد تازهای از این همکاری راهبردی را آشکار میکند.
صنعت و تولید؛ از مدل حلمساله تا عبور از فروش قطعه به ارائه راهحل
مهندس حمیدرضا نصری، قائممقام گروه صنعتی ولکان (ولکان صنعت سپاهان) و عضو شورای راهبردی کاپیس (CAPIS)، در گفتوگو با دنیای اقتصاد، با تشریح فلسفه شکلگیری این مرکز، تأکید کرد که CAPIS قرار نیست صرفاً یک مرکز تحقیقاتی یا آزمایشگاهی دیگر باشد؛ هدف، ایجاد سازوکاری است که بتواند فاصله میان «مسئله صنعت» و «ظرفیت علمی و فناورانه» را کاهش دهد و نتیجه این ارتباط را تا مرحله اجرا و سنجش اثر دنبال کند.
نصری با اشاره به تجربه چند دههای ولکان صنعت سپاهان در حوزه قطعات صنعتی و لاستیکی، اظهار کرد: «ایده شکلگیری CAPIS از مواجهه مستقیم با مسائل صنعت و یک پرسش اساسی شکل گرفت؛ اینکه چرا با وجود ظرفیتهای قابل توجه دانشگاهی، صنعتی، پژوهشی و انسانی در کشور، برخی مسائل فنی و فناورانه صنایع برای سالها تکرار میشوند و ارتباط میان صنعت و دانشگاه هنوز در بسیاری از موارد به یک جریان مستمر و نتیجهمحور تبدیل نشده است.»
او افزود: «تجربه فعالیت صنعتی، بومیسازی قطعات و حضور در بازارهای بینالمللی نشان داده است که رقابت آینده را نمیتوان صرفاً با افزایش حجم تولید ادامه داد. صنعت پلیمر در جهان به سمتی حرکت میکند که دانش، فناوری، عملکرد و راهحل مهندسی سهم بیشتری در ارزش محصول پیدا میکنند. تجربه حضور در بازارهای خارجی و مقایسه با بازیگران بینالمللی، ضرورت ایجاد یک شبکه دانشمحور در کنار توان تولید را برای مجموعه ملموستر کرده است.»
قائممقام ولکان با اشاره به گستردگی کاربرد پلیمرها و الاستومرها در صنایع مختلف گفت: «تقریباً هیچ صنعت بزرگی را نمیتوان یافت که به شکلی به مواد و قطعات پلیمری وابسته نباشد. در معدن و صنایع معدنی، فولاد، سیمان، کاشی و سرامیک و بسیاری از صنایع دیگر، قطعاتی مانند لاینرها، قطعات ضدسایش، پوششهای لاستیکی، آببندها و ضدارتعاش ممکن است از نظر وزن، بخش بسیار کوچکی از یک تجهیز باشند، اما عملکرد آنها میتواند بر یک فرآیند کامل تولید اثر بگذارد. یک قطعه کوچک لاستیکی ممکن است ارزش خرید بالایی نداشته باشد، اما خرابی همان قطعه میتواند موجب توقف یک تجهیز گرانقیمت یا خط تولید شود. بنابراین ارزش این صنعت را نمیتوان صرفاً با وزن قطعه یا قیمت خرید آن سنجید.»
نصری این تغییر نگاه را به معنای عبور تدریجی از «فروش قطعه» به سمت «ارائه راهحل» دانست و توضیح داد: «مشتری صنعتی در نهایت کیلوگرم لاستیک نمیخرد؛ عمر بیشتر، قابلیت اطمینان، کاهش توقف، ایمنی و بهرهوری میخرد. به همین دلیل، ماده، طراحی، شرایط کارکرد، تحلیل خرابی، عمر قطعه و هزینه چرخه عمر باید در کنار یکدیگر دیده شوند. رویکرد ما این است که آیندهٔ ما فقط تولید و فروش قطعه نیست؛ محصول باید بخشی از یک راهکار مهندسی باشد.»
عضو شورای راهبردی CAPIS در پاسخ به این پرسش که این مرکز چگونه از دل یک نیاز واقعی شکل گرفت، گفت: «بخش قطعات لاستیکی صنعتی غیرتایری در ایران، در بخش مهمی از تاریخ خود تحت تأثیر نیاز بازار، ضرورت بومیسازی و محدودیتهای واردات توسعه پیدا کرده است؛ اما ارتباط ساختاری میان این بخش از صنعت و ظرفیت علمی دانشگاهها، متناسب با رشد صنعتی آن توسعه نیافته بود. انتقال فعالیتهای مجموعه به نزدیکی دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد، زمینهساز تعاملات بعدی شد و ارتباط با دانشگاه و سایر ظرفیتهای علمی و فناوری منطقه، این ایده را تقویت کرد که میتوان الگویی متفاوت از همکاری صنعت و دانشگاه -یک سکوی مشترک- ایجاد کرد که در نهایت به شکلگیری CAPIS انجامید.»
او با تأکید بر نقش کلیدی ولکان صنعت سپاهان به عنوان یکی از ارکان اصلی شکلگیری و توسعه CAPIS، خاطرنشان کرد: «نگاه ما این بود که اگر تجربه صنعت، زیرساخت تولید و مسائل واقعی بنگاهها در کنار دانش دانشگاه، استاد، پژوهشگر و نیروی انسانی جوان قرار گیرد، میتوان هم برای صنعت ارزش ایجاد کرد و هم بخشی از ظرفیت علمی کشور را به سمت مسائل واقعی هدایت کرد.»
نصری با اشاره به یکی از مهمترین اصول شکلگیری این مرکز، تصریح کرد CAPIS :برای افزایش تعداد پژوهشها ایجاد نشده است؛ برای افزایش احتمال حل شدن مسئله ایجاد شده است. مسئله صرفاً کمبود آزمایشگاه، تجهیزات یا حتی پژوهشگر نیست. کشور از دانشگاه، صنعت، متخصص، آزمایشگاه و سرمایه انسانی برخوردار است؛ اما همچنان باید پرسید چرا برخی مسائل صنعتی سالها تکرار میشوند؟ چرا برخی پژوهشها به مقاله میرسند اما به نمونه صنعتی تبدیل نمیشوند و چرا بعضی نمونههای فناورانه هرگز در شرایط واقعی صنعت اعتبارسنجی یا وارد بازار نمیشوند؟
وی توضیح داد CAPIS :در پی آن است که بهتدریج نقش یک نهاد توسعهگر و هماهنگکننده ظرفیتهای علمی، صنعتی و فناورانه را ایفا کند؛ به این معنا که مسئله واقعی را از صنعت دریافت کند، آن را بهدرستی تعریف و تحلیل کند، مناسبترین مسیر حل را تشخیص دهد و ظرفیتهای مورد نیاز را برای رسیدن به نتیجه پیرامون آن سازمان دهد. در واقع هدف CAPIS این است که دانش پلیمر را به راهکار و عملکرد واقعی در صنعت تبدیل کند.»
قائممقام ولکان با تأکید بر پرهیز از تبدیل خودکار هر مسئله صنعتی به یک پروژه پژوهشی، گفت: «گاهی فناوری مورد نیاز از قبل وجود دارد و خرید یا انتقال آن بهترین تصمیم است؛ گاهی باید فناوری موجود را با شرایط داخلی تطبیق داد؛ گاهی همکاری با یک دانشگاه یا شرکت صاحب فناوری مناسبترین راه است؛ گاهی توسعه فناوری ضرورت دارد و تنها در برخی مسائل باید به سمت اختراع رفت. بلوغ یک مرکز توسعه فناوری با تعداد پروژههایی که تعریف میکند سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی انتخاب درستترین مسیر برای حل مسئله مشخص خواهد شد.»
نصری مدل مطلوب برای توسعه CAPIS را «هسته کوچک، شبکه بزرگ» توصیف کرد و افزود: «قرار نیست همه آزمایشگاهها، تجهیزات و متخصصان را در یک سازمان جمع کنیم. هدف ما ساختن یک سازمان بزرگ نیست؛ هدف، ساختن یک قابلیت بزرگ است. CAPIS باید توانمندیهایی مانند رصد و آیندهنگری فناوری، تعریف و معماری مسئله، مدیریت سبد پروژهها، یکپارچهسازی فناوری، مدیریت مالکیت فکری، توسعه مشارکتها و سنجش اثر را در هسته خود ایجاد کند و برای هر مسئله از بهترین ظرفیت دانشگاهها، صنایع، آزمایشگاهها، متخصصان و شرکتهای فناور استفاده کند.»
او با اشاره به نقش سرمایه انسانی در مأموریت آینده مرکز، اظهار کرد: «فناوری بدون انسان توانمند توسعه پیدا نمیکند و بدون نیروی انسانی شایسته نیز مقیاس نمیگیرد. آموزش و توسعه مهارت در CAPIS نباید صرفاً با تعداد دورهها یا گواهینامههای صادرشده سنجیده شود؛ بلکه سؤال اصلی این خواهد بود که آیا مهندس، مدیر، تکنسین یا دانشجو پس از آموزش و حضور در پروژه واقعی، توان بیشتری برای تشخیص و حل مسئله پیدا کرده است یا خیر.»
عضو شورای راهبردی CAPIS همچنین توسعه پایدار، کاهش مصرف انرژی و منابع، مواد جایگزین، فناوریهای کمکربن، اقتصاد چرخشی و دیجیتالی و هوشمند شدن فرآیندها را از موضوعاتی دانست که باید در رصد آینده فناوری و پروژههای منتخب CAPIS مورد توجه قرار گیرند.
نصری با اشاره به آغاز مرحله جدید فعالیت CAPIS پس از افتتاح رسمی، گفت: «اکنون باید از مرحله طرحریزی و معرفی عبور کنیم و نشان دهیم این مدل در عمل کار میکند. در مرحله نخست، ضروری است ضمن ایجاد و توسعه یک شبکه گسترده از تمامی ذینفعان شامل دانشمندان، پژوهشگران، اساتید و دانشجویان دانشگاهها، کارفرمایان و صنعتگران، شرکتهای دانشبنیان و فناور و سایر گروههایی که میتوانند در توسعه تفکر و مدل CAPIS نقش داشته باشند، همت گذاشت و در ادامه با نهاییسازی خط مبنای راهبردی و اولویتهای فناوری، تعداد محدودی پروژه شاخص و واقعی صنعتی انتخاب شوند و از مرحله تعریف مسئله تا توسعه، اعتبارسنجی در محیط واقعی و سنجش نتیجه دنبال شوند.»
به گفته وی، منطق نقشه راه CAPIS در چهار مرحلهٔ اثبات، ساخت قابلیت، یکپارچهسازی و توسعه مقیاس تعریف شده است؛ بنابراین توسعه ساختارها و فعالیتهای جدید نباید صرفاً بر اساس گذشت زمان اتفاق بیفتد، بلکه عبور از هر مرحله باید مبتنی بر شواهد عملکردی باشد.
قائممقام ولکان صنعت سپاهان در پایان با تأکید بر لزوم سنجش عملکرد بر اساس اثر، نه فعالیت، گفت: «CAPIS را با تعداد جلسات، تفاهمنامهها، رویدادها یا حتی صرفاً با تعداد مقالات قضاوت نکنید. چند سال دیگر باید پرسیده شود: چند مسئله صنعتی را درست تعریف کردیم و چند مسئله را واقعاً حل کردیم؟ چند فناوری در محیط واقعی صنعت اعتبارسنجی شد؟ چه میزان عمر تجهیزات افزایش یافت یا هزینه چرخه عمر کاهش پیدا کرد؟ چه میزان وابستگی فناورانه کمتر شد؟ چند فناوری به بازار رسید و چند نیروی انسانی واقعاً توانمندتر شدند؟ معیار نهایی، فعالیت نیست؛ اثر است.»
نصری جهتگیری آینده CAPIS را با همان جملهای که در آیین افتتاح مرکز مطرح کرده بود، جمعبندی کرد: «ساختمان CAPIS افتتاح شده است؛ اما CAPIS با اولین مسئلهای که واقعاً حل کند، متولد خواهد شد.»
اقتصاد و شبکهسازی؛ از تجاریسازی تا صادرات دانش فنی
امیر کشانی، رییس اتاق بازرگانی اصفهان، در گفتوگو با دنیای اقتصاد، تجاریسازی را حلقه مفقوده اصلی بین دانشگاه و صنعت دانست و اظهار کرد: «یکی از بزرگترین مشکلات، بحث تجاریسازی محصول است. اتاق بازرگانی به عنوان یکی از نهادهای قدرتمند میتواند در این چرخه نقش ایفا کند و این مرکز باید به الگویی موفق برای سایر صنایع پلیمری و حتی صنایع دیگر در اصفهان تبدیل شود.»
کشانی با اشاره به سابقه عملی اتاق بازرگانی در حوزه دانشبنیان، از تأسیس کمیسیون دانشبنیان در اتاق اصفهان برای اولین بار، گردهمآوری شرکتهای دانشبنیان و حضور در نمایشگاه بینالمللی فناوری خبر داد و گفت: «ما وقتی عرضه فناوری خود را به جهان نداشته باشیم، از آن طرف هم رشد نمیکنیم. برای مثال هیاتی از بصره (عراق) اعلام کرده بود که تولیدتان را بدهید میخریم، ولی فناوری را هم بیاورید آنجا سرمایهگذاری کنیم.»
رییس اتاق بازرگانی با تأکید بر حرکت از صادرات کالا به صادرات فنی-مهندسی، افزود: «ما باید از صادرات با دودکش کارخانهها عبور کنیم و برویم سراغ جایی که دانش خود را صادر کنیم. کشورهایی مثل عراق که پول و نفت دارند اما دانش فنی ندارند، منتظر سرمایهگذاری فناورانه ما هستند. ما باید به جای صادرات تختال، پلنت و دانش فنی صادر کنیم.»
او با اشاره به نقش فولاد مبارکه به عنوان موتور توسعه دانش فنی در کشور، تأکید کرد که صنعت فولاد به عنوان «مادر صنعت» باید با رویکرد دانشبنیان بازسازی شود و گفت: «ایران رتبه دهم فولادسازی دنیاست و باید به رتبههای بالاتر برسد. توسعه دانشبنیان فولاد، کلید پیشرفت سایر صنایع است.»
کشانی در پایان خاطرنشان کرد: «برخلاف بسیاری از مراکز قبلی که ارتباط صنعت و دانشگاه را به صورت شعارگونه دنبال میکردند، این مرکز با الگوبرداری از کشورهای پیشرفته و تعامل مستمر یکساله با دانشگاه آزاد نجفآباد، به نتیجه عملی رسیده است. کشش از دو طرف بازار فناوری وجود دارد؛ هم تقاضا و هم عرضه.»
حاکمیت و سیاستگذاری؛ از حمایت بدون تصدی تا الگوسازی ملی
احسان مشگلانی، رییس اداره روابط عمومی و ارتباطات بینالملل استانداری اصفهان، در گفتوگو با دنیای اقتصاد، با اشاره به سیاست دولت چهاردهم در حمایت از بخش خصوصی، گفت: «استاندار و معاونان تأکید دارند که باید با بخش خصوصی به صورت مستقیم ارتباط داشت؛ چون تا وقتی در میدان نباشیم، نمیتوانیم مسئله اصلی جامعه و صنعت را متوجه شویم. این مرکز یک نمونه خاص است و برای که امیدواریم الگویی برای بقیه فعالان صنعتی شود»
مشگلانی با نقد نظام آموزشی فعلی، تصریح کرد: «متأسفانه سالهای گذشته نیروی انسانی را بیشتر در حوزههای دانشی و نظری پرورش دادیم؛ اساتید و نظریهپردازان خوبی داشتیم، اما از پرورش تکنسین و نیروی ماهر فاصله گرفتیم. مراکز تحقیقات درونصنعتی میتوانند این خلأ را پر کنند.»
او از ایدهای نوآورانه با حمایت استانداری خبر داد که قرار است در اتوبان اصفهان-کاشان تست شود و گفت: «پیشبینی ما این است که اگر این ایده پیاده شود، تا حدود ۴۰ درصد از کشتههای تصادفات جادهای کاهش پیدا کند. این ایده حاصل فعالیت همین مرکز تحقیقاتی در چند ماه گذشته است.»
مشگلانی با تأکید بر اینکه استانداری به دنبال تصدیگری نیست، افزود: «ما نمیخواهیم این مراکز را با هزینه دولت ایجاد کنیم؛ میخواهیم خود صنعت دغدغه حل مسئله پیدا کند، مسئولیت اجتماعی خود را بپذیرد و هزینه کند. سپس ایدهها به شرکتهای تجاریسازی شده و اشتغال ایجاد کنند.»
وی با اشاره به توانمندیهای بومی در انتقال تکنولوژی، به نمونهای از یک شرکت اصفهانی اشاره کرد که توانسته تکنولوژی انحصاری یک شرکت آلمانی را بومیسازی کرده و حتی با آن شرکت شریک شود و گفت: «ایران در انتقال تکنولوژی جزو کشورهای برتر است. مشکل ما تجاریسازی است؛ قیمت تمام شده بالا و بازاریابی ضعیف، دو مانع اصلی هستند که باید با ایجاد اکوسیستم پویا، دروننگر و برونزا برطرف شوند.»
جمعبندی راهبردی؛ از یک مرکز تا یک الگوی ملی
آنچه از این سه روایت برمیآید، تصویر یک اکوسیستم چندوجهی است که در آن صنعت (ولکان صنعت سپاهان)، اقتصاد (اتاق بازرگانی) و حاکمیت (استانداری) دست به دست هم دادهاند تا پاسخی عملی به یکی از قدیمیترین معضلات کشور یعنی «فاصله دانشگاه و صنعت» بدهند.
این مرکز با مدل عملیاتی «هسته کوچک، شبکه بزرگ»، نگاه به صادرات دانش فنی، حمایت هدفمند حاکمیت بدون تصدیگری و ایدههای نوآورانه با کاربرد اجتماعی، میتواند به الگویی برای سایر صنایع کشور تبدیل شود. پیام این گزارش برای سیاستگذاران روشن است: مسیر توسعه دانشبنیان، نه از طریق شعار، بلکه از طریق ایجاد ساختارهای حلمسئله در دل صنعت میگذرد.
برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید
- ارتباط صنعت و دانشگاه؛ از شعار تا عمل
- تجاریسازی دانش؛ اولویت اصلی مرکز
- گزارش اختصاصی دنیای اقتصاد: سه نگاه به یک مرکز
- صنعت و تولید؛ از مدل حلمساله تا عبور از فروش قطعه به ارائه راهحل
- اقتصاد و شبکهسازی؛ از تجاریسازی تا صادرات دانش فنی
- حاکمیت و سیاستگذاری؛ از حمایت بدون تصدی تا الگوسازی ملی
- جمعبندی راهبردی؛ از یک مرکز تا یک الگوی ملی

