خبرآنلاین – جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «اکنون نیز آمریکاییها پیمان مکه را رقیب حضور خود نمیدانند، بلکه آن را سازوکاری برای جایگزینی اقدامات مستقیم آمریکا میدانند. در واقع، پیمان مکه میتواند ضربهگیر نیروهای آمریکایی باشد؛ یعنی پیمانی نظامی تشکیل شود تا در جایی که این نیروها بجنگند و تلفات بدهند یا آسیب ببینند، اعضای پیمان به جای آنها وارد جنگ شوند.»
در ادامه بخشی از گفتگو جعفر قنادباشی با خبرآنلاین را میخوانید؛
درد مشترک، عربستان و امارات را دوباره کنار هم و در مقابل یمن قرار داده است
ببینید، الان هر دو طرف پشتیبانی خود را از دست دادهاند؛ یعنی دردهای مشترکی دارند. پیش از این، عربستان و امارات بر سر نوعی توسعهطلبی ارضی با یکدیگر اختلاف پیدا کرده بودند و یکسری بلندپروازیهایی که امارات داشت، حتی در سودان نیز مطرح بود.
یعنی اختلافات آنها به سودان هم کشیده شد. دو طرفی که در سودان میجنگیدند، یک طرفشان آقای عبدالفتاح البرهان، رئیس ارتش بود و از طرف دیگر نیز حمیدتی، رئیس گروه نیروهای پشتیبانی سریع، قرار داشت.
هر دو طرف با یک مسئله جدید مواجه شدهاند؛ یعنی اقتصاد و درآمدهای نفتی هر دو کشور آسیب دیده و زیرساختهایشان نیز در معرض خطر قرار گرفته است. آمریکاییها نیز از آنها فاصله گرفتهاند. بنابراین، درد مشترک آنها را در کنار یکدیگر قرار میدهد، نه یک توسعهطلبی مشترک. این همگرایی مبتنی بر مشکلات و تهدیدهایی است که از جانب جبهه مقاومت احساس میکنند. به نظر من، در شرایط کنونی، اختلافات گذشته طبیعتاً میتواند کاهش پیدا کند.
ضمن اینکه آمریکاییها از آنها میخواهند در این شرایط بهصورت نیابتی عمل کنند. آمریکاییها به این نتیجه رسیدهاند که اشتباه بزرگی مرتکب شدهاند که مستقیماً وارد جنگ با ایران شدهاند و باید از ابتدا نیز از نیروهای نیابتی استفاده میکردند.
اکنون نیز آمریکاییها پیمان مکه را رقیب حضور خود نمیدانند، بلکه آن را سازوکاری برای جایگزینی اقدامات مستقیم آمریکا میدانند. در واقع، پیمان مکه میتواند ضربهگیر نیروهای آمریکایی باشد؛ یعنی پیمانی نظامی تشکیل شود تا در جایی که این نیروها بجنگند و تلفات بدهند یا آسیب ببینند، اعضای پیمان به جای آنها وارد جنگ شوند.
بنابراین، به نظر من، دعوت به اتحاد، همکاری و همسویی، از یک طرف بر اساس درد و گرفتاری مشترک است و از طرف دیگر، آمریکاییها علاقهمند هستند که این کشورها در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا درآمدهای نفتی بازگردد و سرمایهگذاریها در آمریکا مجدداً آغاز شود.
هیچ چیزی برای تهدید یمن باقی نمانده است
ببینید، یمنیها اکنون آبدیده شدهاند. هیچ چیزی برای تهدید یمن باقی نمانده است. یمنیها، با اینکه ترکیبهای مختلفی دارند و جنوب این کشور سالهای تاریخی متفاوتی را پشت سر گذاشته و دورهای کمونیستی را تجربه کرده و اقوام و قبایل مختلفی در آن حضور دارند، طی این مدت یکدیگر را شناختند و نوعی مقاومت بینظیر از خود نشان دادند.
هیچ خواست جنگطلبانهای در یمن وجود ندارد، جز خواستههای خارجی. بنابراین، در داخل یمن، مردم اکنون آماده حرکت به سمت آرامش هستند. آنچه در واقع اتفاق افتاده، عمدتاً از بیرون بوده است.
مردم یمن واقعاً مردم بسیار هوشمندی هستند و اکنون از نظر فناوری نیز پیشرفت کردهاند. ببینید، موشکهای آنها تا اسرائیل رسید. واقعاً چندین ماه و بیش از یک سال علیه اسرائیل جنگیدند و هیچکس نتوانست به آنها ضربه بزند.
اولین باری که آمریکا در تاریخ خود آتشبس کرد، همین در دوره آقای ترامپ، در سال گذشته بود. فکر میکنم در بهار سال گذشته، آقای ترامپ آتشبس را در رابطه با یمن در دریا پذیرفت.
ضمن اینکه پس از آنکه آمریکا دو ماه یمن را بمباران کرد، یمن بارها توسط هواپیماهای انگلیسی نیز هدف قرار گرفت. طی همین دو سال و نیم که جنگ غزه وجود داشته است، بهخصوص هواپیماهای انگلیسی، آمریکایی و فرانسوی یمن را بمباران کردهاند، اما یمنیها مقاومت بینظیر و شگفتانگیزی از خود نشان دادهاند.
توانمندی پهپادی و موشکی آنها نیز بسیار قابل ملاحظه است؛ پهپادهایی با برد حدود ۲۰۰۰ کیلومتر که به اسرائیل رسیدند و همچنین موشکهایی که در چند ماه گذشته، یعنی سال گذشته، مورد استفاده قرار گرفتند.
۲۱۹

