بجویبجویبجوی
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • خبری
    • فناوری
    • ورزش
    • فیلم و سینما
    • اقتصادی
    • بازی رایانه ای
    • مجلات اینترنتی
    • سفر و گردشگری
    • خودرو
    • مذهبی
    • مادر و کودک
    • معماری و چیدمان
    • زیبایی و سلامت
    • کاریابی
    • منابع خارجی
    • ویدئو
جستجو
صفحات تخصصی
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • قیمت ارز و فلزات گران بها
سایر
  • دسته بندی ها
  • منابع
  • ارتباط با ما
  • حریم خصوصی
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
خواندن: شعار ” بهشتی بهشتی، طالقانی را تو کشتی” توسط چه کسانی ساخته شد؟
به اشتراک بگذارید
تغییر اندازه فونتآآ
بجویبجوی
تغییر اندازه فونتآآ
  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مذهبی
  • معماری و چیدمان
  • زیبایی و سلامت
  • اقتصادی
  • بازی رایانه ای
  • خودرو
  • سفر و گردشگری
  • فیلم و سینما
  • مادر و کودک
  • مجلات اینترنتی
  • کاریابی
  • منابع خارجی
  • ویدئو
جستجو
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • معماری و چیدمان
    • منابع خارجی
    • زیبایی و سلامت
    • فناوری
    • ورزش
    • مجلات اینترنتی
    • اقتصادی
    • خودرو
    • مذهبی
    • خبری
    • سفر و گردشگری
    • بازی رایانه ای
    • کاریابی
    • مادر و کودک
    • فیلم و سینما
    • منابع خارجی
    • ویدئو
ما را دنبال کنید
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
بجوی > خبری > شعار ” بهشتی بهشتی، طالقانی را تو کشتی” توسط چه کسانی ساخته شد؟
خبری

شعار ” بهشتی بهشتی، طالقانی را تو کشتی” توسط چه کسانی ساخته شد؟

آخرین به روز رسانی: چهارشنبه 25 شهریور 1405 07:25
خبرآنلاین
به اشتراک بگذارید
14 دقیقه مطالعه
شعار ” بهشتی بهشتی، طالقانی را تو کشتی” توسط چه کسانی ساخته شد؟
اشتراک گذاری

به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان نوشت: جالب اینجاست که در این میان، چهره‌هایی شناخته شده از فرزندان آیت‌الله، سخنی از مشکوک بودن رحلت وی به میان نمی‌آوردند و در اظهارات شفاهی و مکتوب خویش آن را معلول علل دیگری چون: شکنجه‌ها، رنج‌ها و پرکاری وی در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی می‌دانستند. 

طرح مسئله

از آغازین ساعات انتشار خبر رحلت زنده‌یاد آیت‌الله سید محمود طالقانی در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸، موجی از شایعات در باب طبیعی نبودن درگذشت وی از سوی مخالفان نظام اسلامی و به ویژه گروه موسوم به مجاهدین خلق، برساخته و منتشر شد، این در حالی بود که در جامعه، جمع کثیری از مردمی که به غیرعادی بودن رحلت آیت‌الله اعتقاد داشتند، گروه فوق آمده را عامل این رخداد می‌دانستند! از جمله نکاتی که به این انگاره دامن می‌زد، عملیات روانی منافقین علیه جریان خط امام، مؤسسان حزب جمهوری اسلامی و شخص شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد بهشتی، در انتساب رحلت آیت‌الله طالقانی به آنان بود. همگان شاهد بودند که به گاه میتینگ‌های این گروه و حتی در برخی جلسات سخنرانی آیت‌الله بهشتی، شعار «بهشتی، بهشتی، طالقانی رو توکشتی» از دهان اعضا و سمپات‌های این گروه نمی‌افتاد! امری که پس از شهادت اولین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی از سوی امام‌خمینی به عنوان یکی از مصادیق مظلومیت ایشان مورد اشارت و مذمت قرار گرفت. قشر مورد اشاره از جامعه ایران که درگذشت طالقانی را مشکوک می‌دانستند، اعتقاد داشتند از اعضای منافقین که در دوران حیات این عالم مجاهد از هرگونه مصادره به مطلوب نام، احترام و پیشینه وی ابا نداشتند، هیچ بعید نیست که طی عملیاتی دقیق و حساب شده وی را میان برداشته باشند و آن را وسیله نفاق افکنی و ایراد اتهام به یاران امام خمینی قرار دهند؛ چنانکه در عمل نیز این اتفاق افتاد و حتی تاکنون نیز این رویکرد همچنان از سوی بقایای جدید و قدیم این گروه و اَقمار و اَشباه آنان جریان دارد.

بازطرح یک اتهام در صحن مجلس شورای اسلامی

پس از تشکیل اولین دوره از مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۵۹، این اتهام بار دیگر و به هنگام رأی‌گیری در باره اعتبارنامه یکی از نمایندگان مطرح شد. موضوع از این قرار بود که به هنگام مخالفت برخی نمایندگان با اعتبارنامه ابوالقاسم حسینجانی نماینده بندر انزلی در مجلس اول، برخی نمایندگان اظهار داشتند که وی طی یک سخنرانی طولانی در دانشگاه گیلان اظهار داشته است: «پدر طالقانی را به شهادت رساندند تا خودشان رئیس مجلس خبرگان شوند!.» (شایان ذکر است که رئیس منتخب مجلس خبرگان قانون اساسی آیت‌الله حسینعلی منتظری و رئیس عملی آن آیت‌الله سیدمحمد بهشتی بود). این انگاره، بس غیرمنطقی به نظر می‌رسید؛ چه رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی پس از افتتاحیه آن در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ انتخاب شد، اما درگذشت آیت الله طالقانی در ۲۲ روز پس از آن، یعنی در ۱۹ شهریور همان سال رخ داد. در این جلسه مهدی کروبی نماینده الیگودرز و شهید عبدالحمید دیالمه نماینده مشهد، در کسوت جدی‌ترین معترضان به تصویب اعتبارنامه حسینجانی ظاهر شدند و تأکید داشتند که ضروری است تا نوار سخنرانی نامبرده برای نمایندگان پخش شود تا جمله آنان در جریان نحوه ایراد این اتهام قرار گیرند. این رویداد در مطبوعات آن دوره بازتابی نسبتاً نمایان داشت و جلب توجه کرد. 

فرزندان آیت‌الله طالقانی و اذعان به طبیعی بودن مرگ آیت‌الله

در این میان و به بهانه طرح این مدعا فردی به نام اسکندر دلدم که در زمره روزنامه‌نگاران گروه مطبوعاتی «اطلاعات» قلمداد می‌شد، به بهانه طرح این موضوع در آغازین روزهای افتتاح مجلس اول، در کتابی تحت عنوان «آیت‌الله طالقانی، رحلت یا شهادت» بار دیگر موضوع را به عرصه فرهنگ و سیاست کشاند. نامبرده که پیش از آن کتابی به نام «زندگی و مبارزات پدر طالقانی» را منتشر ساخته و به دلیل استقبال جامعه از این دست یادمان‌ها در آن دوره، به حق التألیف خوبی نیز دست یافته بود، کتاب دیگر خویش را نیز به این مقوله اختصاص داد. (این دو کتاب عمدتاً فاقد عمق پژوهشی و عمدتاً نوعی جمع‌آوری مطالب از مطبوعات و جراید وقت بود) جالب اینجاست دلدم دهه‌ها بعد و به هنگام اقامت در خارج از کشور نوشتاری انتشار داد که مضمون آن حاکی از این بود او اعتقاد چندانی به اندیشه و کارکرد آیت‌الله طالقانی نداشته و تنها از باب بار ژورنالیستی موضوع، بدان پرداخته است. 

القصه، وی در «آیت الله طالقانی، رحلت یا شهادت» و برای پی جویی مشکوک‌بودن درگذشت مرحوم طالقانی به سراغ دو نفر از فرزندان وی یعنی اعظم و ابوالحسن طالقانی می‌رود و از آنان مکتوباتی اخذ می‌کند که در خلال آنها آن دو مرگ پدر را طبیعی و معلول عواملی چون: تحمل فشارهای دوران مبارزه، مشاهده رنج مردم، پُرکاری در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مواجهه با دشمنان خارجی انقلاب اسلامی، ریشه‌یابی برخی مشکلات موجود و عملکرد برخی از مسئولان مملکت و مواردی از این قبیل می‌دانند و با سپری شدن نزدیک به یک‌سال، سخنی از مرگ مشکوک و ترور احتمالی آیت‌الله به میان نمی‌آورند. مکتوب اعظم طالقانی در این باره، به ترتیب پی آمده است:

«اگر دوران زندگی پدر را بررسی کنیم بهتر می‌توانیم علت «شهادت» به معنای واقعی او را از بطن زندگی‌اش درک کنیم. مردی که حدود ۴۰ سال در صحنه مبارزه و سیاست از ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۸ و همه جور فراز و نشیب زندگی را تحمل کند و آن زندان و تبعید را و بعد هم پس از انقلاب… مسئله رنجی که برای از دست‌دادن فرزندان مبارز این اجتماع و رنجی که از زندگی مردم می‌برد… سالی که در تبعید بودند دیدیم که شب و روز استراحت ندارد و دائم در فکر است… به ما که به دیدارش رفته بودیم سال ۱۳۵۱ می‌گفت شما فرزندان من نیستید، فرزندان من آنهایی هستند که می‌دوند و شهید می‌شوند و… تا ۱۰ ماه قبل از فوت در زندان بود و تا آخرین لحظات که می‌شد، رژیم ایشان را در بند نگه داشته بود. پس از انقلاب باید توجه داشت که وقتی یک انقلاب روی می‌دهد، فشاری که روی پیشتازان انقلاب می‌آید، شاید متوجه دیگران نباشد. پس از انقلاب ایشان فرصت نمی‌کرد حتی به خانواده‌اش سر بزند و… مشکلات و درد و رنج و ناراحتی و بدبختی مردم و… دشمنان خارجی انقلاب و توطئه‌هایی که در جریان بود در داخل مملکت و به خصوص که ایشان مدارکی هم به دست آورده بودند و ریشه توطئه را هم پیدا کرده بودند… عملکرد بعضی از مسئولان مملکت و خودخواهی‌ها و بار هر چه بیشتر مسئولیت به دوش ایشان که هر روز صبح زود به مجلس خبرگان می‌رفتند و شب از ۱۰ شب تا ۱۲ شب نامه‌های مردم را رسیدگی می‌کرد و از ۱۲ شب به بعد هم با مسئولان مملکتی و نمایندگان خارجی گفت‌وگو داشتند و بعد هم قرص اعصاب بخورد و دو سه ساعتی بخوابد و مشخص است که شخصی با چنین مشکلاتی نمی‌تواند دوام بیاورد… و می‌شود گفت ایشان از ناراحتی‌ها و رنج‌ها که از تحمل ایشان خارج شده بود از زندگی دنیا برای همیشه راحت شد و به سوی الله پیوست.» 

مکتوب ابوالحسن طالقانی نیز به این قرار است:

«در پاسخ شما در رابطه با شایعات و اظهارنظرهای مختلف در مورد فوت پدر همانطور که در یکی از مصاحبه‌هایم نظر خودم را اعلام داشتم، معتقدم فشار کار و فعالیت شبانه‌روزی ایشان با داشتن کسالت و بی‌توجهی به آن و عدم مراجعه به پزشک و شرکت در مجلس خبرگان که به تعبیر خودشان، چون کوهی بر پشتم سنگینی می‌کند و هرگاه از آن مجلس باز می‌گشتند خسته‌تر از همه وقت به نظر می‌رسیدند، به هر حال همه این مسائل مؤثر بوده با توجه به سال‌ها زندان و تبعید ابوالحسن طالقانی.» 

جالب اینجاست که دلدم پس از اخذ این دو داوری مکتوب، به سراغ مرحوم ولی‌الله چهپور پدر عروس آیت‌الله طالقانی (پدر همسر محمدرضا طالقانی) که وی به هنگام درگذشت در منزل وی اقامت داشت نیز می‌رود و با دریافت خاطرات وی و انتشار آن در ادامه گواهی‌های فوق آمده بر عادی و طبیعی بودن ماجرای مرگ آیت‌الله بیشتر صحه می‌گذارد. 

کلام آخر

شرایط سیاسی ربع قرن اخیر ایران، محملی بود برای بهانه‌تراشی دشمنان نظام اسلامی از همه‌چیز برای ضربه زدن بدان. در چنین شرایطی، استخدام شیوه منافقین در انتساب مرگ آیت‌الله طالقانی به جریان حامی نظام اسلامی و ولایت فقیه مجدداً در دستور کار جمعی از عناصر و جریانات غرضمند قرار گرفت. در این میان برخی رسانه‌ها و به ویژه در فضای مجازی، مطالب سست و بی‌اساس فراوانی را در این موضوع تولید و منتشر کردند. مهم‌ترین خصیصه آنها این است که هیچ یک بر دیگری انطباق ندارند و جملگی بر نوعی حدس و گمان استوار شده‌اند. منطق اینگونه سخن پراکنی‌ها، نور افشاندن بر حقیقت نیست، بل ایجاد تردید و بدگمانی به گونه‌ای است که حتی تکذیب‌های بعدی نیز تأثیری در رفع آن نداشته باشد! در واقع اظهار این سخنان و به روز شدن ورژن‌های قدیمی آن هدفی جز غوغاسالاری و تیرگی فضای سیاسی ندارد؛ آن نیز در موضوعی که در شرایط کنونی راهی برای بررسی و طبعاً نقض و ابرام آن نیست، این در حالی که در همین دوره نیز پاره‌ای از مسئولان وقت، همچنان بر طبیعی‌بودن درگذشت طالقانی صحه نهاده‌اند. به عنوان نمونه هاشم صباغیان وزیر کشور دولت موقت در گفت‌وشنود با کتاب ماه فرهنگی- تاریخی یادآور (شماره‌های ۹- ۱۰- ۱۱- ۱۲)، اظهار داشته است:

«ما جزو اولین کسانی بودیم که همان نصف شب بالای سر جنازه ایشان حضور پیدا کردیم. نمی‌دانم آقای چهپور بود یا آقای بسته‌نگار که تلفن زد و خبر را داد. ساعت حدود ۱۲ بود که به من زنگ زدند مهندس بازرگان را خبر کنید… اولاً می‌دانید که ایشان ناراحتی قلبی و دیابت داشت، سیگار هم می‌کشید. جالب بود، می‌دانست مهندس بازرگان از سیگار خوشش نمی‌آید، جلسه که داشتیم، می‌گفت من می‌روم بیرون سیگار می‌کشم. به نظر بنده، مرگ ایشان طبیعی بود. پزشک هم آوردند و تشخیص داد که سکته کرده‌اند. در مورد شخصیت‌های بزرگ، این نوع شایعات طبیعی است.»

حتی محمد مدیر شانه چی که در سالیان اقامت در خارج از کشور مطالبی در باب مشکوک نمودن درگذشت آیت‌الله بیان داشته بود، در گفت‌وگو با منبع فوق آمده به نکات پی آمده اشارت برده است:

«من البته هیچ حرف قطعی‌ای ندارم، چون اساساً نمی‌توانستم از ماوقع اطلاع دقیقی داشته باشم و در ساعت درگذشت ایشان از منزل آقای شهپور (چهپور) بیرون آمده بودم. آنچه گفته‌ام، پاره‌ای حدسیات و در عین حال ابهامات بود، والا خبر دقیق ندارم… من رفتم منزل و شام خوردم و خواستم استراحت کنم که تلفن زنگ زد، بیا آقا حالش خوب نیست و شاید هم به من خبر داد که از دنیا رفته! درست یادم نیست. من اول مطلب را جدی نگرفتم و گفتم اگر چنین چیزی باشد، در محل سر و صدا بلند می‌شود، چون منزل ما با منزل آقای شهپور بیشتر از ۵۰۰ متر فاصله نداشت. تلفن دوم و سوم که شد، فکر کردم قاعدتاً باید چیزی شده باشد. در عین ناباوری بلند شدیم، رفتیم و دیدیم، جنازه آقا آن وسط است و دخترشان وحیده و شوهرش آقای مخلصی هم هستند. سراغ از شهپور گرفتیم، گفتند رفت دنبال دکتر شیبانی! ایشان که آمد، گفتیم اولاً این دور و اطراف سه تا بیمارستان است بعد هم تو چرا سریع به من که همسایه‌ات هستم خبر ندادی؟ گفت اولاً اگر به تو خبر می‌دادم چه کار می‌خواستی بکنی؟ ثانیاً هر دکتری را هم نمی‌توانستم بالای سر ایشان بیاورم… این اسباب تردید نه‌تنها برای من که برای خیلی‌ها شد، به هر حال این امکان وجود داشت که در چنین شرایط حساسی، بهتر و سریع‌تر عمل شود.»

۱۷۳۰۲



برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید 

برچسب ها:خبر
این مقاله را به اشتراک بگذارید
فیس بوک پینترست واتساپ واتساپ لینکدین تلگرام لینک را کپی کنید چاپ کنید
مقاله قبلی بهترین هدیه ممکن برای تولد آقای گل استقلال +عکس بهترین هدیه ممکن برای تولد آقای گل استقلال +عکس
مقاله بعدی ولایتی: عراق همواره جایگاه ویژه‌ای در روابط ایران داشته ولایتی: عراق همواره جایگاه ویژه‌ای در روابط ایران داشته
بدون دیدگاه بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انسان بودن خود را ثابت کنید: 3   +   7   =  

برچسب ها

English game IT اخبار ارز دیجیتال استخدام اقتصاد انیمیشن بازی بازی کامپوتری بیماری تور تکنولوژی خبر خودرو درمان دیجیتال دین زیبایی سبک زندگی سریال سفر سلامت سلامتی علمی فناوری فوتبال فیلم مادر ماشین محتوا اینترنتی مذهب معماری موتور موفقیت نوزاد هنر ورزش ورزشی چهره ها چیدمان کاریابی کشتی کودک گردشگری

ما را دنبال کنید

Xدنبال کنید
اینستاگرامدنبال کنید
Tiktokدنبال کنید
تلگرامدنبال کنید

موارد مرتبط

همکاری تهران و لهستان در حوزه ناوگان ریلی
خبری

همکاری تهران و لهستان در حوزه ناوگان ریلی

چهارشنبه 25 شهریور 1405
قیمت دلار امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
خبری

قیمت دلار امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

چهارشنبه 25 شهریور 1405
عکس/ دوازدهمین نمایشگاه نوشت‌افزار ایرانی در مصلی تهران
خبری

عکس/ دوازدهمین نمایشگاه نوشت‌افزار ایرانی در مصلی تهران

چهارشنبه 25 شهریور 1405
تعطیلی مدارس می‌تواند منطقه‌ای باشد
خبری

تعطیلی مدارس می‌تواند منطقه‌ای باشد

چهارشنبه 25 شهریور 1405
نمایش بیشتر

درباره ما

بجوی با جستجو در منابع وب فارسی محتوا متنوع برای شما جمع آوری کرده و در زمان شما صرفه جویی می کند. شما در بجوی می توانید محتوا جدیدترین منابع مورد علاقه خود را مشاهده و سپس در منبع اصلی دنبال کنید.کلیه محتوا نمایش داده شده توسط منابع جستجو تولید شده و بجوی هیچ گونه مسئولیتی در قبال محتوا تولید شده ندارد.

دسته بندی های پر بازدید

  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مجلات اینترنتی
  • اقتصادی
  • خودرو

دسترسی سریع

  • قیمت ارز و فلزات گران بها
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • دسته بندی ها
  • منابع

بجویبجوی
ما را دنبال کنید
© 1405 تمامی حقوق برای بجوی محفوظ است.
  • حفظ حریم خصوصی
  • ارتباط با ما