تابناک: استفاده از ماینر یا به عبارتی ماینینگ شاید در ظاهر فقط یک کسبوکار دیجیتال باشد، اما پشت این آن یک مسئله بزرگ انرژی پنهان شده؛ مسئلهای که حالا با اعلام وجود بیش از ۱۳ هزار مزرعه استخراج رمزارز غیرمجاز در کشور دوباره به کانون توجه آمده است.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، علیرضا سلیمی، عضو هیئترئیسه مجلس، در جلسه علنی اعلام کرد بیش از ۱۳ هزار مزرعه استخراج رمزارز غیرمجاز در کشور فعالیت دارند و مصرف برق این بخش حدود ۳۷۵۰ مگاوات است. به گفته او سال ۱۴۰۴ نیز ۲۶۷ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز کشف شده و در چهار ماه اخیر بیش از ۱۲ هزار و ۵۰۰ دستگاه دیگر شناسایی شده که خسارت سالانه این فعالیتها نزدیک به ۲.۵ میلیارد دلار اعلام شده است.
همین چند عدد کافی است تا ماینینگ دیگر یک موضوع حاشیهای در اقتصاد ایران نباشد. اگر برآورد ۳۷۵۰ مگاوات را مبنا قرار دهیم، مصرف پیوسته چنین ظرفیتی معادل حدود ۹۰ گیگاواتساعت برق در روز است؛ یعنی بیش از ۳۲ تراواتساعت در سال. البته این تبدیل فقط برای نشان دادن مقیاس است و به معنای مصرف واقعی سالانه همه ماینرهای غیرمجاز نیست، زیرا میزان فعالیت مراکز در طول سال ثابت نمیماند.
عدد ۱۳ هزار نیاز به توضیح دارد. سالهای گذشته نیز ارقام مشابهی درباره شناسایی مزارع استخراج رمزارز مطرح شده بود و به همین دلیل باید روشن شود این عدد در اظهارات اخیر مجلس دقیقاً به چه معناست؛ مجموع مراکز شناساییشده، مراکز فعال یا برآوردی از شبکه غیرمجاز موجود. بدون این تفکیک، مقایسه آمار سالهای مختلف میتواند گمراهکننده باشد.
حتی اگر عدد ۱۳ هزار را صرفاً بهعنوان برآوردی از گستره فعالیت غیرمجاز در نظر بگیریم، مجموعه ارقام اعلامشده نشان میدهد با شبکهای بسیار بزرگتر از چند سوله و انبار پراکنده روبهرو هستیم. کشف ۲۶۷ هزار دستگاه در سال گذشته نیز از همین گستردگی حکایت دارد.

مسئله فقط بیتکوین نیست!
اهمیت ماینینگ برای اقتصاد انرژی ایران از جایی شروع میشود که مصرف برق آن را کنار وضعیت شبکه قرار دهیم. ناترازی برق کشور در تابستان به هزاران مگاوات رسیده و همزمان صنایع با محدودیت مصرف مواجهاند. در چنین شرایطی، مصرف ادعاشده ۳۷۵۰ مگاوات برای ماینرهای غیرمجاز دیگر یک بار کوچک روی شبکه محسوب نمیشود.
مقایسه این دو عدد البته نباید به این معنا تعبیر شود که ماینرها عامل اصلی ناترازی برق هستند؛ ناترازی نتیجه سالها کمبود سرمایهگذاری، رشد مصرف، محدودیت تولید و شبکه و مشکلات تأمین سوخت است. با این حال، وجود یک مصرفکننده چند هزار مگاواتی که بخش مهمی از فعالیتش خارج از قواعد رسمی انجام میشود، برای شبکهای که در نقطه اوج با کمبود برق مواجه است، قابل چشمپوشی نیست.
چرا ماینینگ غیرمجاز در ایران جذاب است؟
ریشه ماجرا را باید در اقتصاد انرژی جستوجو کرد. استخراج رمزارز فعالیتی است که محصول آن در بازار جهانی قیمتگذاری میشود اما بخش مهمی از هزینه تولید آن در ایران به قیمت داخلی انرژی وابسته است. همین تفاوت، زمانی که برق به شکل غیرمجاز و ارزان در اختیار ماینر قرار بگیرد، میتواند یک حاشیه سود بسیار بزرگ ایجاد کند.
دستگاهی که برای تولید یک دارایی با ارزش جهانی کار میکند، ممکن است از نهادهای استفاده کند که قیمت آن در داخل کشور بهشدت پایینتر از ارزش اقتصادی واقعیاش باشد. این همان فرمولی است که در اقتصاد یارانهای بارها تکرار شده است. انرژی ارزان هرجا که از بازار واقعی فاصله بگیرد، میتواند به رانت تبدیل شود. سلیمی نیز گفته هر ماینر به دلیل استفاده از برق ارزان میتواند نزدیک به ۴۵ میلیون تومان درآمد داشته باشد؛ رقمی که طبیعتاً به نوع دستگاه، قیمت رمزارز، سختی شبکه، مدت کارکرد و هزینههای عملیاتی وابسته است و نباید آن را سود قطعی همه دستگاهها دانست.

ماینرها از برق چه کسانی استفاده میکنند؟
استخراج رمزارز در ایران بهطور کلی ممنوع نیست و برای فعالیت مجاز آن چارچوب قانونی وجود دارد؛ مسئله اصلی، استخراج بدون مجوز و استفاده غیرمجاز از منابع انرژی است.
در سالهای گذشته بارها دستگاههای استخراج در واحدهای صنعتی، کشاورزی و کارگاهها کشف شدهاند؛ یعنی در مواردی برقی که برای تولید، کشاورزی یا فعالیت تجاری اختصاص یافته، وارد چرخه استخراج رمزارز شده است. به این ترتیب، یک انشعاب برق که قرار بوده به تولید ارزش اقتصادی داخلی کمک کند، میتواند به ابزاری برای تولید یک دارایی دیجیتال با قیمت جهانی تبدیل شود. اینجاست که مسئله ماینینگ از «تکنولوژی» به «حکمرانی انرژی» تغییر ماهیت میدهد.
ابعاد اقتصادی ماینینگ غیرمجاز
عدد ۲.۵ میلیارد دلار، بزرگترین ادعای مطرحشده در اظهارات اخیر مجلس است، اما بهتر است آن را با عنوان برآورد خسارت اعلامشده بشناسیم، نه یک رقم قطعی و حسابرسیشده. برای ارزیابی چنین رقمی باید مشخص شود منظور از خسارت دقیقاً چیست: هزینه برق یارانهای، هزینه سوخت نیروگاهها، فشار بر شبکه، خسارت ناشی از محدودیت برق برای سایر مصرفکنندگان یا ارزش مجموع این موارد. همچنین باید روشن شود درآمد حاصل از استخراج در محاسبه لحاظ شده یا فقط هزینههای تحمیلی به اقتصاد کشور محاسبه شده است.
تا زمانی که روش محاسبه این رقم منتشر نشود، مقایسه آن با زیان قطعی اقتصاد کشور دقیق نیست. خود ادعای چنین رقمی اما نشان میدهد ابعاد اقتصادی ماینینگ غیرمجاز از نگاه سیاستگذار جدی شده است.
برخورد با ماینرها زیر تیغ انتقادها
مجلس اگرچه با ۱۶۷ رأی موافق با بررسی دوفوریتی طرحی برای مقابله با استفاده غیرمجاز از برق در استخراج رمزارز موافقت کرده و این اقدام نشان میدهد مسئله در حال عبور از برخوردهای موردی و ورود به مرحله قانونگذاری کیفری است اما برخورد انتظامی فقط یک بخش ماجراست. تا زمانی که اختلاف میان قیمت انرژی داخلی و ارزش محصول نهایی آنقدر زیاد باشد که فعالیت غیرمجاز را سودآور کند، بازار انگیزه لازم برای بازتولید خود را خواهد داشت. ممکن است یک مزرعه کشف و دستگاههایش توقیف شوند اما اگر ریشه اقتصادی ماجرا دستنخورده بماند، تجهیزات جدید جایگزین تجهیزات قبلی خواهند شد.
راهکار پایدار، ترکیبی از کنترل هوشمند مصرف، ردیابی تجهیزات، محدود کردن استفاده غیرمجاز از انشعابها، نظارت بر واردات دستگاهها و اصلاح سازوکار قیمتگذاری انرژی است. در غیر این صورت، مبارزه با ماینینگ غیرمجاز بیشتر شبیه جمعآوری نشانههای یک مسئله خواهد بود تا حل خود مسئله!

برق ارزان قربانی استخراج!
ماینینگ در ایران در نهایت نمونه دیگری از همان مشکلی است که سالها در بنزین، گاز و سایر حاملهای انرژی دیدهایم؛ هرجا قیمت یک نهاده از ارزش واقعی آن فاصله زیادی پیدا کند، تقاضا برای استفاده غیرمولد یا حتی سوءاستفاده از آن شکل میگیرد.
ماینر به دنبال برق ارزان است چون درآمد نهاییاش به بازار جهانی وصل است بنابراین هرچه فاصله میان قیمت واقعی برق و هزینهای که استخراجکننده غیرمجاز میپردازد بیشتر باشد، انگیزه این فعالیت نیز بالاتر میرود. عدد ۱۳ هزار مزرعه اگر دقیقاً همان معنایی را داشته باشد که در اظهارات اخیر مجلس مطرح شده، هشداری جدی است؛ اما پشت این عدد مسئله بزرگتری قرار دارد. ایران در شرایطی با کمبود برق مواجه است که بخشی از انرژی محدود شبکه میتواند صرف فعالیتی شود که محصولش دلاری و هزینه اصلیاش یارانهای است.
مسئله ماینرها در نهایت فقط استخراج بیتکوین نیست؛ مسئله این است که در اقتصاد انرژی ایران، برق ارزان به چه کسی میرسد، با چه قیمتی مصرف میشود و ارزش حاصل از آن نصیب چه کسی میشود.

