به گزارش تابناک، مؤسسه کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس مستقر در واشنگتن در مقالهای به بررسی روابط نظامی کویت و پاکستان پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
تصویب توافقنامه همکاری دفاعی پاکستان و کویت در اواخر ژوئیه، آخرین گام در روابط دفاعی دوجانبهای است که به دهه ۱۹۸۰ میلادی بازمیگردد.
در میان آتشبسِس متناوب بین ایالات متحده و ایران و همچنین حملات تهران به کویت و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، زمانبندی این تحول حیاتی است.
تصویب رسمی این پیمان در چارچوب تلاشهای کویت برای تنوعبخشی به اتحادها و مشارکتهای امنیتی خود فراتر از ایالات متحده صورت میگیرد؛ آن هم در زمانی که سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ، متحدان عرب واشنگتن را به طور فزایندهای در برابر پیامدهای هرجومرجآمیز اقداماتش در منطقه، آسیبپذیر ساخته است.
این توافقنامه که در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۳ در کویت امضا شد، چارچوبی گسترده برای افزایش همکاریهای دفاعی دوجانبه در حوزههایی از جمله آموزش و پرورش نظامی، رزمایشهای مشترک، تبادل پرسنل و کارشناسان، همکاریهای علمی و فناورانه، لجستیک و اطلاعات ایجاد میکند.
این توافق برای تقویت همکاریهای نهادی بین دو ارتش طراحی شده است، نه برای اعزام نیرو یا خرید تسلیحات. اجرای آن از طریق پروتکلهای اجرایی سالانه و زیر نظر یک کمیته نظامی مشترک انجام خواهد شد و شامل مقرراتی برای تبادلات رسمی، حفاظت از اطلاعات طبقهبندیشده و حل و فصل اختلافات از طریق مشورتهای دوجانبه است.
این پیمان به جای ایجاد یک مشارکت استراتژیک جدید، روابط دفاعی دوجانبه دیرینهای را که طی دههها ساخته شده، رسمیت میبخشد و با ایجاد سازوکارهای ساختاریافته از جمله کمیتههای مشترک، برنامههای هماهنگ و همکاریهای منظم، به تعمیق روابط امنیتی دوجانبه کمک میکند.
این توافق با پیمان سرنوشتساز همکاری دفاعی متقابل که توسط عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد و پیمان دفاعی مشترک مکه که در اوت توسط عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه منعقد گردید، متفاوت است.
پیمان کویت با پاکستان در درجه اول چارچوبی برای همکاری دفاعی است و اسلامآباد را ملزم به دفاع خودکار از کویت یا استقرار نیرو در پاسخ به هرگونه حمله نمیکند.
نقش پاکستان در استراتژی تنوعبخشی دفاعی کویت
دلیل اصلی تصمیم کویت برای تصویب توافق با پاکستان، وخامت اوضاع امنیتی این کشور متعاقب حملات ایران به خاک آن بود. با وجود اینکه حملات اولیه ایران در جریان جنگ عمدتاً متوجه امارات متحده عربی بود، از ژوئن به بعد، هدف حملات این کشور به خلیج فارس به سمت کویت و بحرین تغییر یافت.
از ۲۸ فوریه، ایران صدها موشک و پهپاد به سمت کویت پرتاب کرده و زیرساختهای حیاتی از جمله پالایشگاه مینا الاحمدی، تأسیسات برق و آبشیرینکن، فرودگاه بینالمللی کویت و بنادر شویخ و مبارک الکبیر به همراه تأسیسات نظامی آمریکا را هدف قرار داده است.
در میان این تهدیدات روزافزون، انگیزههای زیادی برای کویت وجود داشته است تا مشارکت دفاعی خود با پاکستان را رسمی و نهادینه کند.
کویت به دنبال بازنگری در استراتژی دفاعی خود و تسریع در تلاشها برای تنوعبخشی به مشارکتهای امنیتی خود، بدون آنکه نقش محوری ایالات متحده را کمرنگ کند، میباشد.
اگرچه حملات ایران نگرانیها را در کویت در مورد اتکای بیش از حد به چتر امنیتی واشنگتن به طور قابل توجهی افزایش داده است، اما مقامات کویتی، مانند همتایان خود در سایر نقاط خلیج فارس، تشخیص میدهند که هیچ قدرت دیگری در حال حاضر ظرفیت یا تمایل جایگزینی ایالات متحده به عنوان ضامن اصلی امنیت این کشور را ندارد.
با این وجود، اگرچه پاکستان نمیتواند از نظر نقش به عنوان شریک دفاعی اصلی کویت به پای واشنگتن برسد، اما این پیمان لایه دیگری از تنوعبخشی امنیتی را برای کویت فراهم میکند.
پاکستان با امضای توافقنامههای دفاعی با کویت و عربستان سعودی و همچنین پیوستن به توافق مکه، با ملاحظات استراتژیک مهمی در مدیریت روابط خود با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و ایران مواجه است.
چالش اصلی حفظ تعادلی ظریف است که به پاکستان اجازه میدهد تا روابط امنیتی خود را با شرکای عرب خلیج فارس که مورد تهدید ایران هستند، عمیقتر کند و در عین حال از همسویی با ائتلافها یا بلوکهای صریحاً ضدتهران اجتناب نماید.
به لحاظ تاریخی، سیاست خارجی پاکستان بر آرمانهای پاناسلامیستی و همبستگی بین دولتهای مسلمان تأکید داشته است. رقابتهای استراتژیک اصلی آن عمدتاً شامل بازیگران غیرمسلمان از جمله ارمنستان، هند، اسرائیل و پیش از این، اتحاد جماهیر شوروی بوده است.
اسلامآباد به طور کلی به دنبال بیطرفی در مناقشات بین دولتهای مسلمان بوده است، همانطور که موضع آن در طول جنگ ایران و عراق (۸۰-۱۹۸۸)، امتناع آن از پیوستن به ائتلاف به رهبری عربستان سعودی علیه حوثیهای تحت حمایت ایران در یمن در سال ۲۰۱۵، و موضع محتاطانه آن در دوران تحریم قطر (۲۰۱۷-۲۰۲۱) نشان میدهد.
امروز، اگرچه پاکستان به سرعت حملات ایران به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را محکوم کرده است، اما اسلامآباد دلایل زیادی برای اجتناب از روی گرداندن تهران دارد.
پس از آنکه پاکستان و ایران در ژانویه ۲۰۲۴ حملات موشکی و پهپادی علیه یکدیگر انجام دادند، اسلامآباد برای حفظ روابط باثبات و همکارانه با تهران تلاش کرده است.
در میان نگرانیها در مورد شکلگیری محور اسرائیل و هند، اسلامآباد همچنین به دنبال اجتناب از نتیجهای از جنگ ایران است که بتواند اسرائیل را بیش از پیش توانمند ساخته و احساس محاصره استراتژیک پاکستان را تشدید کند.
از سوی دیگر، با توجه به درگیری ارتش پاکستان با گروههای مسلح در بلوچستان، به ویژه ارتش آزادیبخش بلوچستان و طالبان پاکستانی، اسلامآباد نمیخواهد خلأهای قدرتی در آن سوی مرز ایران ایجاد شود که بتواند چالشهای امنیتی در این استان تاریخی ناآرام را تشدید کند. ملاحظات داخلی نیز با توجه به وجود عناصر طرفدار تهران در میان اقلیت شیعه پاکستان، وزن زیادی دارد.
این عوامل، همراه با روابط روزافزون مثبت پاکستان با دولت ترامپ، به توضیح علاقه اسلامآباد به حفظ نقش میانجیگری خود در بحران آمریکا و ایران کمک میکند.
با این حال، حفظ این موضع مستلزم آن است که پاکستان از اتخاذ هرگونه موضعی که تهران بتواند آن را ضدایرانی تعبیر کند، خودداری نماید.
تا کنون، توافقنامه دفاعی عربستان و پاکستان، پیمان دفاعی کویت و پیمان دفاعی مشترک مکه با رویکرد کلی اسلامآباد نسبت به ایران همخوانی داشته است.
این تعادل میتواند در صورت تکامل مشارکتهای امنیتی با کویت یا سایر کشورهای مورد هدف ایران به تعهداتی شامل استقرار نیروهای رزمی پاکستانی، به چالش کشیده شود.
در حال حاضر، همکاری با کویت احتمالاً بر آموزش، آموزش نظامی، تبادلات، مشاوران و سازوکارهای نهادی متمرکز خواهد بود و از ورود به هر بلوک صریحاً ضدایرانی اجتناب میکند.
با این وجود، با توجه به مشکلات شدید اقتصادی پاکستان، گسترش سرمایهگذاری، همکاری انرژی یا حمایت مالی کویت میتواند در نهایت مشوقی برای تعمیق روابط دفاعی باشد و سوالات دشواری را در مورد آینده رابطه اسلامآباد با تهران مطرح کند.
از منظر کویت، سوال کلیدی این است که پاکستان میتواند به طور مؤثر به چه چالشهای امنیتی رسیدگی کند که شرکای فعلی آن در ناتو، اوکراین و جهان عرب قادر به انجام آن نیستند.
مزیتهای نسبی پاکستان ممکن است در همکاری اطلاعاتی، همکاری صنعتی-دفاعی و آموزش نظامی باشد، هرچند که محدودیتهای آن نسبت به شرکایی مانند ترکیه نیز قابل توجه است.
در نهایت، به نظر میرسد پاکستان به عنوان منبعی مقرونبهصرفه از تخصص نظامی و ظرفیتسازی عمل کند که شبکه گستردهتر متحدان و شرکای کویت را تکمیل میکند، نه اینکه جایگزین آن شود.
ارزش پاکستان فراتر از همکاری دفاعی
مشارکت عمیقتر با پاکستان ممکن است برای کویت و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ارزش دیپلماتیک بیشتری نسبت به ارزش نظامی داشته باشد. توانایی اثباتشده پاکستان در تسهیل گفتوگو بین غرب، دولتهای عرب و ایران، نقش پلساز ارزشمندی را در میان بحرانهای منطقهای به آن میدهد.
در نهایت، اهمیت پیمان دفاعی کویت با پاکستان کمتر به دلیل هرگونه تحول نظامی فوری است و بیشتر به خاطر آنچه درباره چشمانداز امنیتی در حال تحول خلیج فارس، شش ماه پس از آغاز جنگ کنونی ایالات متحده و اسرائیل با ایران، آشکار میسازد.
برای کویت، این توافق منعکسکننده تلاشی محتاطانه برای تنوعبخشی به مشارکتهای استراتژیک و در عین حال حفظ واشنگتن به عنوان ضامن اصلی امنیت خود است.
برای پاکستان، این توافق فرصتی برای تعمیق روابط با یکی از کشورهای کلیدی شورای همکاری خلیج فارس است؛ تلاشی که با اقدامات امنیتی اسلامآباد با محوریت عربستان همخوانی خوبی دارد، در عین حال که مرزهای استراتژی موازنهسازی دیرینه آن در قبال ایران را میآزماید.
اینکه آیا این چارچوب کویت صرفاً وسیلهای برای همکاری نهادی باقی میماند یا به چیزی مهمتر تبدیل میشود، تا حد زیادی به تحولات غیرقابل پیشبینی در معماری امنیتی منطقه بستگی دارد.

