به گزارش تابناک، «نیو عرب» در مقالهای نوشته است:
در تاریخ ۲۳ اوت، «اسعد الشیبانی»، وزیر امور خارجهٔ سوریه، با «رومن گوفمن»، رئیس موساد اسرائیل، در اردن دیدار کرد. این دیدار پس از روزها تنشافزایی روی داد که طی آن، اسرائیل به یک پایگاه هوایی سوریه در شمال استان ادلب حمله کرد.
بر اساس گزارشها، هدف از این دیدار «کاهش تنش» پس از آخرین دور درگیریها بوده است. اگرچه این نخستین دور از دیپلماسی مستقیم بین مقامات سوری و اسرائیلی نبود، اما اولین نمونه از دیدارهای مستقیم در چنین سطح بالایی محسوب میشود.
خطر جدید تشدید تنش در شرایطی مطرح میشود که رقابت بین اسرائیل و ترکیه در حال افزایش است؛ زیرا هر یک از این قدرتهای منطقهای، راهبردی متفاوت و تا حد زیادی ناسازگار برای آیندهٔ سوریه دنبال میکنند. با این حال، به گفتهٔ تحلیلگران، تلاشهای آمریکا برای مهار تجاوزات اسرائیل به موفقیتهایی هرچند محدود دست یافته است.
رقابت فزاینده ترکیه و اسرائیل در سوریه
اسرائیل ادعا کرد که حمله به پایگاه هوایی «ابو الظهور» در ۱۸ اوت به دلیل نزدیک شدن ترکیه به «نقض وضع موجود در امور امنیتی» از طریق استقرار نیرو در سوریه بوده است. ترکیه حضور هرگونه نیروی خود را در این پایگاه پیش یا در حین حمله، تکذیب کرد.
«کارولین رز»، مدیر ارشد در مرکز سوفان، به «العرب الجدید» گفت: این حمله هوایی «بهوضوح پیامی نه فقط به دولت سوریه، بلکه به ترکیه بود. آنها میخواهند ترکیه بداند که توانایی ضربه زدن به آن را در هر نقطه از سوریه دارند تا از هرگونه نفوذ درکشدهٔ بیشتر جلوگیری کنند.»
به گفتهٔ «معاذ العبدالله»، مدیر تحقیقات خاورمیانه در سازمان ردیابی مناقشات «ACLED»، این اقدام الگویی از رفتار اسرائیل را نشان میدهد که بر اساس آن، به هر تأسیسات نظامی که ترکیه به دنبال بازسازی آن است، حمله میکند. او به العرب الجدید توضیح داد: «آنها همچنین پس از تلاشهای ترکیه برای بازسازی، به پایگاههای هوایی T۴، حماه و پالمیرا حمله کردند. این اقدام هدف دوگانهای دارد: محدود کردن نفوذ ترکیه در سوریه و جلوگیری از بازسازی توان نظامی سوریه.»
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که به گفتهٔ رز، «رقابتی فزاینده» بین ترکیه و اسرائیل در منطقه در جریان است. روابط ترکیه و اسرائیل از ۷ اکتبر به شدت تیره شده است. اگرچه دو کشور روابط دیپلماتیک کامل دارند، ترکیه در نوامبر ۲۰۲۳ سفیر خود را در اعتراض به اقدامات اسرائیل در غزه فراخواند.
در فوریهٔ گذشته، «نفتالی بنت»، نخستوزیر اسبق اسرائیل، ترکیه را به همراه قطر، تا حدودی به دلیل میزبانی از مقامات حماس، متعلق به «محور هیولایی» توصیف کرد. مقالهای اخیر در روزنامهٔ اسرائیل هیوم (نزدیک به حزب لیکود) احتمال حملهٔ اسرائیل به نیروهای ترک در سوریه و فعال شدن بند دفاع از خود ناتو را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که چنین حملهای متحدان ناتوی ترکیه را وارد درگیری نخواهد کرد.
ترکیه اخیراً یک توافقنامهٔ دفاعی مشترک با عربستان سعودی و پاکستان امضا کرده است که برخی مفسران آن را «ناتوی اسلامی» نامیدهاند. «عیسام الریس»، پژوهشگر گروه تحقیقاتی سوریه «اتانا»، به العرب الجدید گفت: «توافقنامهٔ دفاعی مشترک گام بزرگی است. برای عربستان سعودی، این توافق مقابلهای با حملهٔ احتمالی ایران است و برای ترکیه، برای مهار سناریوی احتمالی حملهٔ اسرائیل در آینده اهمیت دارد.»
او افزود: «احساس بیپروایی فزایندهای از سوی اسرائیلیها وجود دارد و ترکیه احتمالاً این پرسش را مطرح میکند که آیا پس از ایران، نوبت به آنها خواهد رسید؟»
راهبردهای واگرا ترکیه و اسرائیل در شامات
بخشی از تنشها ناشی از راهبردهای متضاد اسرائیل و ترکیه در سوریه است. الریس میگوید: «ترکیه یکی از حامیان اصلی انقلاب سوریه بود. اکنون راهبرد آنها با هدف دستیابی به سوریهای باثبات شکل گرفته است که امکان بازگشت میلیونها پناهجو در ترکیه به خانه و ایجاد مرزی آرام در جنوب را فراهم کند.»
بنابراین، آنها به دنبال توسعهٔ ظرفیت دولت سوریه و «گسترش ردپای نظامی خود برای تثبیت کشور و مقابله با گروههایی هستند که آنها را سازمانهای تروریستی مانند نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) میدانند.»
با این حال، العبدالله نسبت به یکی دانستن کامل تلاشهای اسرائیل برای مقابله با ترکیه با راهبرد کلی این کشور در سوریه هشدار میدهد و معتقد است: «این دو پویایی به هم مرتبط، اما جدا از هم هستند.» اسرائیل دلایل خاص خود را برای مخالفت با دولت سوریه دارد.
رز معتقد است که اسرائیل «سوریهای را که توانایی انجام حملات را داشته باشد، تهدیدی میبیند و بنابراین خواهان سوریهای ضعیف و تکهتکه شده است. آنها به دنبال مقابله با یا حداقل به تأخیر انداختن تسلیح مجدد سوریه هستند.» بهطور مشابه، اسرائیل از بازیگران غیردولتی در سوریه، مانند گارد ملی «شیخ حکمت الهجری» در سویدا، برای تضعیف دمشق حمایت کرده است.
آمریکا که خواهان سوریهای متمرکز و باثبات است، تلاش کرده اسرائیل را مهار کند که با نتایج متفاوتی همراه بوده است. «تام باراک»، فرستادهٔ ویژهٔ آمریکا در امور سوریه، حملهٔ اخیر اسرائیل را «تشدیدی غیرضروری که به ثبات منطقه کمک نمیکند» محکوم کرد. با این حال، العبدالله اشاره میکند که بر اساس دادههای ACLED، تعداد حملات اسرائیل به سوریه به مرور زمان به طور پیوسته در حال کاهش است، اما «گاهی اسرائیل همچنان تصمیم میگیرد بدون چراغ سبز آمریکا اقدام کند.»
مذاکرات متوقفشده سوریه و اسرائیل
مقامات سوری و اسرائیلی چندین دور مذاکره در پاریس داشتهاند که آخرین آن در ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۶ برگزار شد. این مذاکرات برای ایجاد «سازوکار کاهش تنش» و ترسیم چارچوب معماری امنیتی احتمالی آینده بین دو کشور طراحی شده بود.
به گفتهٔ تحلیلگران، این مذاکرات تا حد زیادی بینتیجه بوده و نتوانسته است نقضهای اسرائیل را چه در مناطق تازهاشغال شده در قنیطره و درعا و چه فراتر از آن متوقف کند. در ۱۴ اوت، پس از ازسرگیری پروازهای آموزشی نیروی هوایی سوریه، گزارش شده بود که اسرائیل قصد حمله به چندین پایگاه هوایی را برای از کار انداختن آخرین بازماندههای نیروی هوایی سوریه داشته است.
گفتنی است که ۸۰ درصد از نیروی هوایی اسد در روزهای پس از سقوط نظام اسد توسط اسرائیل نابود شد و سوریه اکنون به سختی چند فروند جنگندهٔ قدیمی شوروی در اختیار دارد. اگرچه گزارش شده که کاخ سفید از حملات برنامهریزیشده جلوگیری کرد، اما در روزهای پس از آن، تلاشهای متعددی برای حل اختلافات صورت گرفت – از جمله تماس تلفنی گزارششده بین الشیبانی و گوفمن – که نتوانست از تشدید تنش جلوگیری کند.
بخشی از منطق پشت دیدار اخیر در اردن احتمالاً اصلاح این وضعیت است و دو طرف دربارهٔ امکان ایجاد «اتاق عملیات ویژه» در اردن تحت نظارت آمریکا برای جلوگیری از هرگونه رویارویی در سوریه گفتوگو کردند.
العبدالله میگوید: «این دیدار هم به این دلیل مهم است که رهبری ارشد سوریه با اسرائیلیها ملاقات کردند و هم به این دلیل که سوریها به طور رسمی آن را تأیید کردند.» این نشاندهندهٔ تغییر گام در تمایل مقامات سوری برای تصدیق صریح تلاشهای خود برای تقویت گفتوگو با اسرائیل است. با وجود این، او نسبت به نتیجهٔ مذاکرات بدبین باقی میماند.
او توضیح میدهد: «دو طرف در حال مذاکره بر سر مسائل متفاوتی هستند.» سوریه امیدوار است به وضعیت پیشین بازگردد که بر اساس آن، اسرائیل در ازای ترتیبات کاهش تنش مشابه توافقنامهٔ ۱۹۷۴، مناطق تازهاشغالشده را ترک کند. در حالی که اسرائیل، با الهام از رویکرد امنیتی جدید پس از ۷ اکتبر که در لبنان و غزه نیز قابل مشاهده است، میخواهد «منطقهٔ حائل غیرقابل سکونتی در نزدیکی مرزهای خود از طریق تخریب، اخراج ساکنان و مسمومیت کشاورزی» ایجاد کند.
در نهایت، این به معنای استفادهٔ اسرائیل از موقعیت خود برای تحت فشار قرار دادن سوریه به منظور پذیرش امتیازات بزرگ مانند عادیسازی روابط دیپلماتیک یا به رسمیت شناختن الحاق بلندیهای جولان توسط اسرائیل در سال ۱۹۸۱ است – که هر دو از نظر سیاسی در دمشق غیرقابل قبول هستند.
به همین دلیل، او انتظار دارد که این الگوی تنشهای نهفته که بهطور پراکنده شعلهور میشوند، ادامه یابد. با این حال، العبدالله تأکید میکند که با وجود لحن تند از همهسو، هیچیک از طرفین به دنبال درگیری تمامعیار نیستند و بنابراین در حال حاضر، «اگرچه سوریه ممکن است صحنهٔ رویارویی باشد، اما هنوز میدان نبرد بعدی خاورمیانه نیست.»

