به گزارش تابناک، فرهنگ عذرخواهی میان مقامات ما هنوز هم ریشه چندانی ندوانده و بیشتر به استثنایی نادر میماند تا قاعدهای آشنا.
شنیدن جمله عذرخواهی از زبان معاون اول رئیسجمهور، احتمالا وزنی بیش از یک واکنش معمولی دارد. محمدرضا عارف روز پنجشنبه ۲۶ شهریور در جمع استادان دانشگاه گفت: «ما واقعاً از مردم عذرخواهی میکنیم، شرمندهایم که امروز دخل و خرج مردممان، بهخصوص حقوقبگیرها، جوابگو نیست.» این سخن، در کنار عذرخواهیهای پیشین مسعود پزشکیان، تصویری میسازد که شاید بتوان آن را نشانهای از وفاداری دولت به پاسخگویی در برابر مردم دانست؛ وفاداریای که در شرایط دشوار، کمیابتر و در عین حال ارزشمندتر میشود.
پزشکیان، رئیس جمهور نیز پیشتر، در پایان سفر استانی به گلستان در بهمن ۱۴۰۴، گفته بود: «ما خود را خدمتگزار ملت میدانیم و از مشکلاتی که مردم متحمل شدهاند صمیمانه عذرخواهی میکنیم.» و در مواردی دیگر نیز بابت نقصها و نارساییها از مردم عذر خواسته بود. این تداوم، اگر از زاویهای مثبت نگریسته شود، حاکی از آن است که دولت دستکم کوشیده است فاصلهی میان مقام و مردم را با زبان پذیرش کاهش دهد؛ زبانی که در تاریخ سیاسی ما کمتر شنیده شده است.
دولت چهاردهم از همان آغاز کار خود در وضعیتی خاص قرار گرفت. کشور درگیری و جنگ. جنگی که سایه خود را بر همهی تصمیمها افکنده. در چنین فضایی، انکار مشکلات معیشتی آسانتر از پذیرش آنهاست. اما وقتی معاون اول دولت میگوید دخل و خرج حقوقبگیران با هزینههای زندگی تناسب ندارد، این سخن میتواند نقطهی آغاز گفتوگویی صادقانه باشد، نه پایان آن. مردمی که در همین جنگ با تابآوری بالا مقاومت کردند، نیازمند بهبود شرایط معیشتی خود هستند و این انتظار نابجایی نیست که حق شهروندان است.
روایت بخشی از واقعیت از سوی منتقدان
با این حال، برخی منتقدان، خطاب به آقای معاون اول هشدار دادهاند که «بیش از این مردم را عصبانی نکنید». این هشدار، بخشی از حقیقت را در خود دارد. تکرار عذرخواهی بدون نتیجهی ملموس، میتواند اثر آن را کمرنگ کند و حتی به ناامیدی بیفزاید. اما نباید در برابر فرهنگی که هنوز در حال شکلگیری است، سد بست.
فرهنگ عذرخواهی در میان مقامات ایران ریشهای عمیق ندارد. اگر امروز این فرهنگ با احتیاط و صداقت در حال جوانه زدن است، مانع شدن از آن بهنام پرهیز از خشم مردم، خود میتواند راه پاسخگویی را ببندد. آنچه منتقدان میگویند، بخشی از واقعیت است؛ اما تمام واقعیت نیست.
محمدرضا عارف زمانی از جایگاه ناظر و منتقد در مجلس، بابت عملکرد دولت روحانی از مردم عذرخواهی کرده بود؛ دولتی که خود عضوی از آن نبود. آن عذرخواهی، از بیرون میدان بیان شد. امروز اما او یکی از ارکان اصلی دولت است. در نگاهی جامعتر، او از چهرههای تقریباً ثابت چندین دولت در جمهوری اسلامی بوده است. برایند کلی همهی این ادوار در کارنامهی او حضور دارد و نقش برخی دورهها برجستهتر است. بنابراین مسئولیتی که از بابت این عذرخواهی متوجه او میشود، بسی سنگینتر از گذشته است.

از عهدهی این مسئولیت برآمدن، کار آسانی نیست. حل مشکلات معیشتی، کنترل تورم و افزایش قدرت خرید، نیازمند همراهی گستردهتر از یک فرد یا حتی یک دولت است. بدون همکاری قوای دیگر و نهادهای تصمیمگیر، راه دیگری وجود ندارد. عارف باید به یاد داشته باشد که امروز دیگر نه ناظر بیرونی، بلکه بخشی از ساختار اجرایی است و هر جملهاش دربارهی شرمندگی از وضعیت مردم، مستقیماً به عملکرد همین دولت گره میخورد.
معاون اول رئیسجمهور چندی پیش در دیدار با معاونان و مدیران ارشد سازمان محیط زیست کشور گفته بود: برای توسعه ماندگار و پایدار باید به دنبال راهحلها بود، نگویید نمیشود، به دنبال آنکه چطور باید بشود بروید.
عذرخواهی سیاسی در ایران؛ از تابو تا ابزار مدیریت بحران
در فرهنگ سیاسی، عذرخواهی زمانی اعتماد میآفریند که به گزارش عملکرد و اصلاح تصمیمها منتهی شود. مردم بیش از شنیدن واژهی «عذرخواهی»، منتظر پاسخ به این سؤال سادهاند: حالا برای جبران چه خواهید کرد؟ وقتی معاون اول دولت از تناسب نداشتن دخل و خرج حقوقبگیران سخن میگوید، انتظار طبیعی جامعه این است که در کنار این پذیرش، دربارهی راهکارهای عملی نیز توضیح داده شود. همین منطق دربارهی سخنان پزشکیان نیز صدق میکند: عذرخواهی همراه با وعدهی تلاش، تنها زمانی اعتبار مییابد که در عمل ردپای آن تلاش دیده شود.
عذرخواهی مقامات ارشد از مردم در ایران، پدیدهای است که ریشه عمیقی ندارد. در فرهنگ سیاسی کشور، پذیرش علنی خطا یا کاستی، اغلب بهعنوان نشانهی ضعف تفسیر میشده و کمتر به قاعدهای پایدار تبدیل شده است. با این حال، در چهار دههی اخیر، نمونههایی پراکنده اما معنادار ثبت شده که نشان میدهد این واژه بهتدریج از تابو فاصله گرفته و به ابزاری محدود و گزینشی برای مدیریت بحران بدل شده است.
سیدمحمد خاتمی از نخستین رؤسایجمهوری بود که زبان عذرخواهی را بهطور نسبتاً صریح بهکار برد. در ۱۴ بهمن ۱۳۸۰، در مراسمی رسمی گفت: «هم به خاطر نقصهایی که بهعنوان مدیر منتخب در خود و همکارانم وجود دارد از این ملت شریف عذرخواهی میکنم و هم به خاطر خطاهایی که نکردهام.»
سالها بعد، در پیام نوروزی ۱۴۰۰، خاتمی بار دیگر از مردم عذر خواست و اینبار دامنه را گستردهتر کرد.

حسن روحانی نیز در بهمن ۱۳۹۲، روحانی در گفتوگوی تلویزیونی بابت نابسامانی توزیع سبد کالا اعلام کرد: «من بهعنوان رئیسجمهور از مردم که در دریافت سبد یارانه به زحمت افتادند، عذرخواهی میکنم؛ این دولت اگر نقصی باشد به مردم میگوید و از مردم عذرخواهی میکند.»
اسحاق جهانگیری، معاون اول وقت، چند ماه پیشتر (آذر ۱۳۹۲) صریحتر سخن گفت. او با اشاره به تورم حدود ۴۰ درصدی و فشار بر اقلام خوراکی اعلام کرد: «از مردم برای کوچک شدن سفرههایشان عذرخواهی میکنم.» این جمله، مستقیم به معیشت مردم اشاره داشت و شباهت قابلتوجهی با اظهارات اخیر محمدرضا عارف دارد. جهانگیری در پایان دورهی مسئولیت خود نیز بار دیگر بابت کاستیهای هشتساله از مردم عذر خواست.
در تابستان ۱۴۰۰ نیز روحانی بابت قطعیهای گستردهی برق از مردم عذرخواهی کرد و همزمان دلایل فنی و اقلیمی را برشمرد.
اما محمود احمدینژاد کمتر از مردم ایران بهطور مستقیم عذرخواهی کرد یا لااقل چیزی از آن در آرشیو موجود نیست. او حتی در برابر فیلم معروف هاله نور و برخی از اتفاقات دیگر، به کل موضوع را از اساس نادرست عنوا و تکذیب کرد. نمونههای موجود نیز بیشتر مشروط یا دفاعی بودند؛ مانند اعلام آمادگی برای عذرخواهی در صورت اثبات فساد یکی از نزدیکان. در مقابل، عذرخواهیهای موردی در دوره شهید رئیسی نیز جریان داشت که جزئی تر بودند. یکی از ان نمونه ها عذرخواهی از عدم دیدار با مردم در شرایط کرونایی بود.
عذرخواهی مسئولانه میتواند سرمایهی اعتماد عمومی را تقویت کند، مشروط بر آنکه با عمل همراه شود. در غیر این صورت، تکرار آن اثر خود را از دست میدهد. فرهنگ عذرخواهی در ایران هنوز در حال شکلگیری است و مراقبت از آن، بیش از هر چیز نیازمند تدبیر و همراهی گستردهتر است. مراقبت یعنی مراقبت دوسویه؛ یکی از سوی مسئولان و دیگری از سوی منتقدان.

