به گزارش تابناک، «نیوزویک» آمریکا در مقالهای نوشته است:
تأثیرگذارترین کشور در جهان عرب و اسلام به کانون بحران خاورمیانه تبدیل میشود، زیرا عربستان سعودی با یک کارزار چندجبههای که توسط ایران و متحدانش در محور مقاومت به راه افتاده، دستوپنجه نرم میکند.
از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، عربستان سعودی با حملاتی از سوی ایران، شبهنظامیان عراقی فعال تحت پرچم «مقاومت اسلامی عراق» و «انصارالله» یمن — که به جنبش حوثی نیز معروف است — مواجه بوده است.
در هفتههای اخیر، جبهه جنوبی بهویژه بیثبات شده است، زیرا انصارالله حملات فرامرزی خود علیه این پادشاهی را تشدید کرده و همزمان در برخی از شدیدترین درگیریها از زمان آتشبس آوریل ۲۰۲۲ — که جنگ داخلی یمن را متوقف کرد — در حال پیشروی علیه نیروهای دولت محلی مورد حمایت ریاض است.
این تشدید تنش تهدید میکند که درگیری را بیشتر گسترش دهد، و پاکستان نشان داده که قصد دارد به پیمان دفاعی متقابل امضا شده در ماه گذشته با عربستان سعودی و ترکیه عمل کند. آمریکا و اسرائیل نیز سابقه حمله به یمن را در پاسخ به کارزار اولیه موشکی و پهپادی انصارالله پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ دارند.
با تصرف بندر کلیدی «المخا» توسط انصارالله، احمد ناجی، تحلیلگر ارشد یمن در «گروه بینالمللی بحران»، روز پنجشنبه این اقدام را «یک تغییر بزرگ در قواعد بازی» خواند که این گروه را به تنگه بابالمندب نزدیکتر میکند — یک جایگزین حیاتی برای گلوگاه تنگه هرمز، که تجارت از طریق آن به دلیل حملات ایران مختل شده است.
ناجی به نیوزویک گفت: «برای عربستان سعودی، این به معنای آن است که منافع ملیاش با خطرات بیشتری مواجه است. ریاض اساساً دو گزینه کلی دارد. میتواند واقعیت جدید را بپذیرد و به مسیر سیاسی بازگردد، از جمله پرداختن به برخی از خواستههای حوثیها، اما این میتواند موضعش را تضعیف کند.»
«یا میتواند نوعی تشدید نظامی را انتخاب کند. اما این پرهزینه خواهد بود. به منابع، تلاش و نیروهای قابلتوجهی نیاز دارد و آسان نخواهد بود. بنابراین، واقعاً هیچ گزینه آسانی برای سعودیها وجود ندارد.»
بحران چگونه شکل گرفت
سابقه مداخله عربستان سعودی در یمن نیز نشاندهنده تضمینی برای موفقیت نیست.
ریاض در دهه ۱۹۶۰ برای کمک به متحدان سلطنتطلب در برابر قیام جمهوریخواه مورد حمایت مصر تلاش کرد و در نهایت در سال ۱۹۷۰ نسخه معتدلتری از دولت انقلابی را به رسمیت شناخت. هنگامی که عربستان سعودی ۵۵ سال بعد رویکرد مستقیمتری برای مقابله با تسلط انصارالله بر صنعا اتخاذ کرد، حملات هوایی ائتلاف به توقف پیشروی این گروه کمک کرد، اما این گروه را در کنترل نزدیک به یکسوم کشور و تا ۸۰ درصد جمعیت آن تا آتشبس آوریل ۲۰۲۲ باقی گذاشت.
این آتشبس مقاوم بود و از برخی از بدترین آشوبهایی که خاورمیانه در نسلها تجربه کرده، جان سالم به در برد.
حتی پس از آنکه انصارالله کارزار حملات علیه اسرائیل و کشتیرانی بینالمللی را پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل آغاز کرد، خطوط مقدم داخلی یمن تا حد زیادی راکد ماند.
مهمترین تغییرات در میدان پیش از آخرین شعلهور شدن درگیری، در واقع در قالب درگیری بین نیروهای دولتی مورد حمایت عربستان و جداییطلبان جنوبی مورد حمایت امارات متحده عربی بود که در آن متحد محلی ریاض در اوایل امسال پیروز شد.
با این حال، جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران آزمون مهمتری بوده است. تلافی تهران شامل حملاتی در سراسر کشورهای خاورمیانه میزبان پایگاههای نظامی آمریکا، از جمله عربستان سعودی و سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) بوده است.
اما تا زمانی که یک حمله هوایی سعودی به فرودگاه بینالمللی صنعا پیش از بازگشت هیئت انصارالله از تهران در ژوئیه، تنشهای در حال جوش در یمن دوباره با درگیریهای زمینی تجدیدشده و تبادل حملات مستقیم بین انصارالله و عربستان سعودی به اوج رسید.
پس از به دست گرفتن کنترل المخا، رسانههای وابسته به انصارالله روز پنجشنبه از تصرف جزایر حنیش خبر دادند که به این گروه جای پایی در دریای سرخ میدهد، در حالی که جنگندگانش در حال پیشروی در امتداد ساحل غربی یمن هستند.
در آن سوی مرز، حملات انصارالله در روزهای اخیر نیز بر شهرهای جنوبی عربستان شامل ابها، خمیس مشیط، جازان و نجران تأثیر گذاشته و به گفته مقامات سعودی، باعث آتشسوزی در چندین تأسیسات انرژی و زخمی شدن دهها نفر شده است.
گزارشهای تأییدنشده بر اساس دادههای حرارتی ماهوارهای نیز ادعای آسیب احتمالی به خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی را مطرح کردهاند، که به عنوان مسیر اصلی دور زدن صادرات نفت در پرتو بسته شدن عملی تنگه هرمز تلقی میشود.
در همین حال، مقامات انصارالله گفتند که جنگندههای سعودی حملاتی را در استانهای غربی یمن شامل الحدیده، مأرب، تعز و الجوف انجام دادهاند که دستکم ۲۳ نفر را کشته است.
به طور سنتی، عربستان سعودی در مواجهه با چنین آتشسوزی از دشمنان، به دنبال حمایت آمریکا خواهد بود، اما کاخ سفید در حال حاضر درگیر رویارویی عمیقتری با ایران است و برای ریاض فضایی باقی میگذارد تا بر چارچوب جایگزینی که در کنار اسلامآباد و آنکارا ایجاد کرده، بنا کند.
نواف عبید، مشاور ویژه پیشین دو سفیر سعودی و مشاور دربار سلطنتی سعودی، به نیوزویک گفت: «یک معماری امنیتی منطقهای جدید در حال شکلگیری است و عربستان سعودی به مرکز ثقل آن تبدیل میشود.»
«پیمان مکه یک پیمان حوثی نیست؛ بلکه بنیاد یک چارچوب امنیتی سخت بسیار بزرگتر است که عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه را برای خاورمیانه پس از جنگ به هم پیوند میدهد. پاکستان جرم استراتژیک را فراهم میکند، ترکیه عمق نظامی و دریایی را تأمین میکند و عربستان سعودی هسته سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی را فراهم میکند که این سیستم حول آن ساخته میشود.».
اما او استدلال کرد که این ائتلاف «برای چیزی بسیار بزرگتر از یمن طراحی شده است: برای بازداشتن اجبار ایران، محدود کردن ماجراجویی استراتژیک اسرائیل و کاهش وابستگی منطقه به یک ضامن امنیتی خارجی واحد.»
هر دو طرف برای تشدید تنش آماده میشوند
با این حال، محوریت عربستان سعودی در نظم نوظهور خاورمیانه آن را به هدف اصلی نیز تبدیل میکند.
عبید گفت: «عربستان سعودی سالها و صدها میلیارد دلار برای تبدیل اقتصاد خود هزینه کرده است و نمیتواند اجازه دهد که این تحول به طور دائمی در معرض باجخواهی موشکی و پهپادی از مرز جنوبیاش قرار گیرد. حوثیها فقط یک مشکل یمنی نیستند؛ آنها تهدیدی مستقیم برای شهرها، زیرساختها، اعتماد سرمایهگذاران و تحول اقتصادی پادشاهی هستند که بیش از یک دهه برای ساختن آن هزینه کرده است.»
«اگر ایران بخواهد حداکثر درد را به اقتصاد جهانی تحمیل کند، عربستان سعودی هدف ضروری است: بزرگترین صادرکننده نفت خام جهان، قدرت مرکزی در اوپک و تولیدکنندهای با بیشترین ظرفیت مازاد.»
او گفت که هدف اکنون «تضعیف توانایی نظامی حوثیها تا حدی است که دیگر نتوانند عربستان سعودی را مجبور کنند، یمن را بیثبات کنند یا کشتیرانی بینالمللی و جریانهای انرژی جهانی را تهدید کنند؛ هر چیزی کمتر از این صرفاً مشکل را حفظ میکند.»
اگر ریاض تصمیم بگیرد با کمک شریک امنیتی تاریخی خود، آمریکا، یا متحدان جدید سهجانبه پیمان مکه، پاکستان و ترکیه، تشدید تنش کند، انصارالله نیز گزینههایی برای تحمیل درد بیشتر دارد.
حسین البخیتی، روزنامهنگار مستقر در صنعا، به نیوزویک گفت: «اگر هر حملهای توسط عربستان و آمریکا و پاکستان علیه یمن انجام شود، من معتقدم که یمن قطعاً دریای سرخ را برای همه کشتیرانی متعلق به این کشورها، چه نظامی و چه تجاری، خواهد بست. اما آنها همچنین میتوانند کل دریای سرخ را دقیقاً همانطور که ایران در خلیج فارس انجام داد، مسدود کنند، زیرا دریای سرخ یکی از سلاحهای اصلی ما است.»
«اگر این اتفاق بیفتد، در همان زمان، یمن همچنین یک حمله بزرگ علیه عربستان سعودی انجام خواهد داد، نه تنها هدف قرار دادن آرامکو در برخی مناطق، بلکه ممکن است کل زیرساخت آرامکو عربستان سعودی و فرودگاهها و بندرها را نیز هدف قرار دهند، و همچنین ممکن است یک حمله زمینی علیه عربستان سعودی در نجران، جیزان و عسیر انجام دهند.»
البخیتی هشدار داد که انصارالله در صورت ورود پاکستان یا ترکیه به درگیری نیز پاسخ مشابهی خواهد داد و ابراز اطمینان کرد که انصارالله ویرانی بیسابقهای در سراسر پادشاهی ایجاد خواهد کرد.
البخیتی گفت: «من میتوانم به شما بگویم که یمن، اگر فردا تصمیم بگیرد همه زیرساختهای نفت و گاز عربستان را بسوزاند یا نابود کند، میتواند این کار را با لمس یک دکمه انجام دهد. آنها میتوانند این کار را در عرض ۲۴ ساعت انجام دهند. این واقعاً میتواند به ثبات عربستان سعودی آسیب برساند و آن را تهدید کند؛ و راهحل برای متوقف کردن همه اینها این است که عربستان باید تجاوز، محاصره و انباشت ارتش خود در یمن را متوقف کند.»
نیوزویک برای اظهار نظر با نمایندگان انصارالله و عربستان سعودی تماس گرفته است.
سوالات دشوار برای پادشاهی
عربستان سعودی در حال حاضر شوک ناشی از رسیدن آشوب منطقه به داخل مرزهایش را احساس میکند.
کریستین اولریکسن، همکار خاورمیانه در مؤسسه بیکر و هممدیر میزگرد انرژی خاورمیانه، به نیوزویک گفت: «تولید نفت عربستان سعودی اکنون به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۹۰ رسیده است و صادرات به پایینترین سطح خود در ۱۳ سال گذشته کاهش یافته است.»
بسته شدن تنگه بابالمندب و دسترسی به دریای سرخ فقط پیامدهای داخلی را برای کشوری که ثباتش برای برنامههای توسعه ملی حیاتی بوده، تشدید میکند.
این موضوع عنصر دیگری به چالش فعلی اضافه میکند. در حالی که عربستان سعودی در میان آشوب اخیر مقاوم بوده است، یک درگیری طولانیمدت ممکن است طرح چشمانداز ۲۰۳۰ را تضعیف کند، طرحی که محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، از طریق آن به دنبال تحول کشورش بوده است.
اولریکسن گفت: «چشمانداز حملات مجدد حوثیها به زیرساختها و اهداف غیرنظامی عربستان سعودی، پروژه چشمانداز ۲۰۳۰ توسعه اقتصادی را تهدید میکند، بهویژه تلاش برای توسعه گردشگری و ورزش به عنوان بخشهای اصلی.»
«روشن نیست که آیا پاسخ ترجیحی عربستان سعودی یعنی افزایش بودجه و تسلیح گروههای یمنی تحت کنترل دولت به رسمیت شناختهشده بینالمللی، برای بازداشتن یا شکست حوثیها کافی خواهد بود، و اگر آن تلاشها شکست بخورند، هنوز روشن نیست که گام بعدی چه خواهد بود.»

