به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، بازگشت اصغر فرهادی به ایران با زمزمههایی درباره بازگشت دوباره او به پشت دوربین و فیلمسازی در ایران نیز همراه شده است؛ به ویژه آنکه بر اساس اطلاع خبرنگار تابناک، شماری از سرمایه گذاران سینما به دنبال همکاری با فرهادی و ساخت اثر بعدیاش در ایران هستند. تمایل بخش خصوصی به ساخت فیلم با فرهادی بیارتباط با وضعیت گیشه نیست که اگرچه اخیراً یک فروش قابل توجهی داشته اما در مجموع با ریزش سنگین مخاطب اوضاع چندان خوبی ندارد.
یکی از تهیه کنندگان سینما با تایید اوضاع نه چندان مناسب گیشه به ویژه برای فیلمهای غیرکمدی تاکید کرد: مشخص نیست حتی اگر آقای فرهادی فیلم بسازد با فروش بالایی در اکران داخلی مواجه شود، چرا که مخاطبی که فیلمهایی از جنس آثار فرهادی را تماشا میکرد، از سینمای ایران دلزده شده و کمتر به سینما میرود. هرچند فروش فیلمی چون پیرپسر نشان داد که این جنس مخاطب به کلی سینمای ایران را کنار نگذاشته و به صورت موردی همچنان سری به سالنهای سینما میزند.
فرهادی به دنبال اسکار سوم؟
موفقیت «گذشته»، «همه میدانند» و «داستانهای موازی» که در اروپا توسط فرهادی ساخته شد، با دیگر فیلمهایش که در ایران خلق کرد قابل مقایسه نیست. از این منظر میتوان فرهادی را جزو هنرمندان ایرانی طبقه بندی کرد که با توجه به درکشان از سرزمین مادری، جوهره خلاقانهشان در ایران ثمربخش میشود و از این منظر گمان میرود موفقیت تازه فرهادی از این طریق حاصل شود. فرهادی با دو اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان در کنار کوروساوا و پایین تر از اینگمار برگمان و ویتوریو دسیکا و فدریکو فلینی قرار گرفته است.
فرهادی یک کشو فیلمنامه آماده دارد که داستانهایشان در ایران میگذرد و به همین دلیل مسیر فیلمسازیاش در ایران هموارتر است؛ هرچند مشخص نیست با توجه به اتفاقاتی که رخ داده، او به دنبال ساخت فیلم، از طریق مناسبات رسمی خواهد بود و هزینه فشارهایی که بابت گرفتن مجوز و فیلمسازی در ایران به او خواهند آورد را پذیرا خواهد شد یا اطلاع بعدی کشوی فیلمنامهها بسته نگه میدارد؟ شاید این مهم ترین پرسش درباره سرنوشت فیلمسازی است که ۷۰ درصد روایتهایش تا بدین جا در خیابانهای تهران میگذرد.
چون میسر نیست بر من کام او…

فرهادی تا همین جا با عدم اجازه ممیزی فیلم آخرش که با درآوردن چند سکانس قابلیت اکران در ایران را داشت و اصرار بر پخش بدون سانسور آن که از قضا نسخه با زیرنویس فارسیاش را خودش به رایگان منتشر کرد، نشان داد نمیخواهد در چارچوب نظم سابق عمل کند. به هر حال رقبایی که عمیقاً به جایگاه فرهادی حسادت میکنند و دوست دارند پس از عباس کیارستمی پل بین سینمای ایران و جهان، آنها باشند و نه فرهادی، عمیقاً به دنبال آتویی برای تخریب بیشتر وجهه بینالمللی فرهادی هستند و هر چیزی که با فرهادی بتواند برچسب «حکومتی» بزند، مطلوب انهاست؛ ولو یک پروانه ساخت ساده. به اینها یک دو جین اهالی سینما را میتوان اضافه کرد که فرهادی از شهرتش به آن کام نداد و این موقعیت را پلی برای رشد آنها نکرد و آنها نیز به همین دلیل به شدت از او دلگیرند و برخی از آنها در پروژه زدن اصغر فرهادی در مجله نیویورکر همکاری کردند.
بیشتر بخوانید: چرا مخالفان اصغر فرهادی نیز باید به دنبال حفظش باشند؟
اینها باعث شده اصغر فرهادی در عین حال که تایید کند فیلم بعدیاش به زبان فارسی است، عنوان کند محل ساخت فیلم نه ایران و نه فرانسه است. فرهادی گفته تا زمانی که برای فیلمسازی در ایران نیاز به مجوز داشته باشد، در ایران فیلم نخواهد ساخت و از ترکیه و گرجستان به عنوان لوکیشن نام برده است. البته فرهادی در مسترکلاس رسمی سارایوو حرف متفاوتی زد و گفت که در سالهای اخیر بیش از گذشته از زندگی واقعی بهعنوان نقطه شروع فیلمهایش استفاده میکند و توضیح داد که برای ساخت شخصیت، ترجیح میدهد سراغ آدمهایی برود که در زندگی واقعی اطرافش وجود دارند، از خانواده، کودکی یا دوستان الهام بگیرد و شخصیت کاملاً بیگانه نسازد و این با «فیلم کاملاً ایرانی خارج از ایران» همخوانی دارد.
مشخص نیست اصغر فرهادی خارج از خاک تا چه در حد خلق جهان فرهنگی فیلم که قاعدتاً در ایران میگذرد موفقیت مورد انتظارش را به دست آورد و ادبیاتش نیز نشان میدهد او هنوز درباره جزئیات به جمع بندی نهایی نرسیده است، کما اینکه فیلمنامه نه از آثار داخل کشو، بلکه ایده و اجرای تازهای است. وقتی فرهادی میگوید «این بچه بهتازگی متولد شده» یعنی زمان قابل توجهی تا رسیدن فیلم تازهاش به مسیر تولید باقی مانده و تا آن زمان پاسخهای این پرسش برای خودش و ما مشخص تر خواهد شد.
برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید

