بعضی خانهها فقط مجموعهای از اتاقها و وسایل نیستند؛ ردپای زندگی، سلیقه و جهان فکری ساکنانشان را در گوشهوکنار خود نگه میدارند. خانه جلال آلاحمد و سیمین دانشور در تهران، از همین خانههاست؛ جایی که معماری و دکوراسیون آن، تصویری از زندگی دو چهره مهم ادبیات معاصر ایران به دست میدهد. در این خانه خبری از تجمل و چیدمانهای پرزرقوبرق نیست؛ کتابها، فرشهای ایرانی، مبلمان چوبی و اشیای شخصی، فضای خانه را شکل دادهاند.
جلال آلاحمد این خانه را در سالهای ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ طراحی و ساخت. بنای خانه در زمینی به مساحت حدود ۴۵۰ مترمربع و با زیربنای ۲۲۰ مترمربع شکل گرفت و در سال ۱۳۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. این خانه سرانجام در هشتم اردیبهشت ۱۳۹۷، همزمان با زادروز سیمین دانشور، بهعنوان خانهموزه به روی بازدیدکنندگان گشوده شد.

یکی از نخستین ویژگیهایی که در فضای داخلی خانه جلب توجه میکند، استفاده از رنگهای گرم است. پردههای قرمز یکدست در پذیرایی، در کنار فرشهای ایرانی و مبلمان چوبی تیره، فضایی صمیمی و در عین حال پرشخصیت ساختهاند. ترکیب قرمز، سبز تیره کوسنها و قهوهای چوب، بدون آنکه به شلوغی بصری منجر شود، حالوهوایی آشنا و ایرانی به اتاقها میدهد.

در این خانه، فرش فقط وسیلهای برای پوشاندن کف نیست؛ یکی از عناصر اصلی چیدمان است. فرشهای دستباف با نقشونگارهای ایرانی، مرکز توجه اتاقها را شکل میدهند و مبلمان ساده چوبی پیرامون آنها قرار گرفته است. انتخاب مبلمان نیز با همین نگاه هماهنگ است: صندلیها و مبلهایی کاربردی و بیتکلف که بیشتر برای نشستن، گفتوگو و زندگی روزمره طراحی شدهاند تا نمایش تجمل.


پردههای گلدار و سنتی در بعضی اتاقها، در کنار پردههای ساده و قرمز پذیرایی، به هر بخش خانه هویتی متفاوت میدهند. نور طبیعی نیز از پشت این پردهها به داخل میتابد و فضایی ملایم برای مطالعه و گفتوگو ایجاد میکند.
اما شاید مهمترین بخش دکوراسیون این خانه، کتابها و وسایل شخصی ساکنانش باشد. کتابخانهها، میز کار، قاب عکسها و اشیای روزمره، خانه را از یک فضای صرفاً تزئینی دور میکنند. اینجا وسایل برای پر کردن فضا انتخاب نشدهاند؛ هرکدام بخشی از زندگی واقعی جلال و سیمین را روایت میکنند.

خانه جلال و سیمین را میتوان نمونهای از دکوراسیونی دانست که در آن سادگی به معنای خالی بودن نیست. فرش، چوب، رنگ، کتاب و خاطره در کنار هم فضایی ساختهاند که هنوز هم حالوهوای یک خانه زنده و اهل فکر را دارد؛ خانهای که بیش از آنکه برای تماشا چیده شده باشد، برای زندگی کردن شکل گرفته است.
لینک پیشنهادی

