به گزارش تابناک، «فراجامعه» را پیتر تورچین نوشته، استاد علوم زیستی و ریاضیات در دانشگاه کنتیکت که سالها پیش مسیر پژوهشیاش را از بومشناسی جانوران به تاریخ بشر تغییر داد و یکی از بنیانگذاران رشتهای شد به نام کلایودینامیک؛ تلاشی برای مطالعهٔ تاریخ با ابزار ریاضی و آماری، همانگونه که فیزیکدانان با معادله به جهان طبیعی نگاه میکنند.
عنوان اصلی کتاب Ultrasociety است و ترجمهٔ فارسی آن این مفهوم را با واژهٔ «فراجامعه» بازتاب داده؛ اشاره به جوامعی که مقیاسشان از قبیله و روستا فراتر رفته و به میلیونها انسان بیگانه با هم رسیده که با اینهمه یاد گرفتهاند در کنار هم زندگی و همکاری کنند.
پرسش محوری تورچین این است: چگونه گونهای که هزاران سال در گروههای کوچک شکارچی-گردآورنده زیسته، به ساختن دولتها، شهرها و امپراتوریهایی رسیده که در آنها افراد کاملاً غریبه، بدون هیچ نسبت خونی، برای هدفی مشترک کنار هم میایستند؟ پاسخ او شاید برای بسیاری غافلگیرکننده باشد: جنگ. نه به این معنا که جنگ ستودنی است، بلکه به این معنا که فشار مداوم رقابت و خشونت میان گروهها، جامعههایی را که توانستند بهتر سازمان یابند، بقا داد و بقیه را یا نابود کرد یا در خود ذوب کرد.
تورچین این ایده را با انبوهی از دادههای تاریخی میسنجد؛ از ظهور نخستین دولتها در بینالنهرین و چین باستان گرفته تا شکلگیری امپراتوریهای بزرگ در اوراسیا. جامعهای که زیر فشار نظامی مداوم قرار میگرفت، ناگزیر بود نهادهای حکومتی قویتر، نظام مالیاتی منظمتر و سلسلهمراتب فرماندهی کارآمدتر بسازد؛ وگرنه در برابر رقیبی که این کار را کرده بود دوام نمیآورد. به این ترتیب، از دل رقابت خونین، پیچیدگی اجتماعی و در نهایت همکاری در مقیاسی بسیار بزرگتر از آنچه طبیعت انسان در آغاز اجازه میداد، بیرون آمد.
بخش قابلتوجهی از کتاب به نقش رهبری اختصاص دارد. تورچین نشان میدهد در شرایط بحرانی، جامعههایی که توانستند رهبرانی با مشروعیت گستردهتر و توان تصمیمگیری سریعتر پرورش دهند، در رقابت با همسایگان خود دست بالا را گرفتند. رهبری خوب، از این زاویه، صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست؛ محصول یک فرآیند انتخاب طبیعی اجتماعی است که جامعههای ناکارآمد را از میدان بیرون رانده است.
او به بعد فرهنگی و روانشناختی ماجرا هم بیتوجه نمانده. خاطرهٔ مشترک از جنگ، حس تهدید مشترک و روایتهای مشترک از بقا، هویتهای جمعی میسازند که افراد را به یکدیگر و به کلیتی بزرگتر از خودشان پیوند میزنند. همین احساس تعلق است که آدمها را حاضر میکند برای چیزی فراتر از منافع شخصیشان هزینه بدهند؛ از پرداخت مالیات گرفته تا دفاع در برابر دشمن مشترک.
شاید همین بخش کتاب باشد که برای مخاطبی در جایگاه رئیسجمهور جذاب از آب درآمده؛ نه به این دلیل که تورچین توصیهای سیاسی برای امروز ایران دارد، بلکه، چون تصویری روشن از رابطهٔ میان فشار بیرونی، انسجام داخلی و کیفیت نهادها به دست میدهد؛ موضوعی که برای هر جامعهای در هر برههای از تاریخش قابل تأمل است.
از نظر نثر، «فراجامعه» کتابی دانشگاهی به سبک متعارف نیست؛ تورچین با زبانی روان و پر از مثالهای ملموس، از جنگهای رم باستان تا شبیهسازیهای کامپیوتری تکامل اجتماعی، خواننده را همراه میبرد بدون آنکه او را غرق اصطلاحات تخصصی کند. ترجمهٔ فارسی اثر هم همین ویژگی را حفظ کرده و همین شاید دلیل دیگری باشد که کتابی با این حجم از دادههای تاریخی و آماری، راه خود را تا میز مطالعهٔ یک سیاستمدار باز کرده است.
نکتهٔ پایانی کتاب شاید بیش از هر جای دیگرش قابل تأمل باشد: جنگ در تاریخ بشر یک ویرانگر تمامعیار نبوده، هرچند رنج و ویرانی فراوانی به بار آورده؛ در کنار آن، بیآنکه کسی خواسته یا برنامهریزی کرده باشد، یکی از موتورهای اصلی ساختن جامعههای بزرگ، منظم و توانمند نیز بوده است. خواندن این تناقض، شاید همان چیزی باشد که یک رئیسجمهور را در میان کتابهای در دسترسش، به سراغ اثر پیتر تورچین کشانده است.

