خبرآنلاین – امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل آمریکا در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «ببینید، نظرسنجیها نشان میدهد که واقعاً نارضایتیهایی وجود دارد و این جنگ در میان افکار عمومی آمریکا محبوبیت چندانی ندارد، اما اینکه آیا این مسئله میتواند مانع ادامه جنگ شود یا خیر، من چنین تصوری ندارم و برای این مسئله دو دلیل دارم.»
در ادامه بخشی از مصاحبه امیرعلی ابوالفتح با خبرآنلاین را میخوانید؛
اسرائیل بدون هماهنگی با آمریکا به ایران حمله نمیکند
البته اسرائیل در چنین سطحی، بدون هماهنگی و موافقت آمریکا اقدام مستقلی انجام نمیدهد. با این حال، در موضوعات محدودتر، ممکن است تصمیمات مستقلتری اتخاذ کند. اما در یک درگیری گسترده و فراگیر، هماهنگی کامل با واشنگتن ضروری خواهد بود.
در موضوعات کوچکتر، اسرائیل ممکن است بهطور مستقل عمل کند؛ زیرا این مسائل بیشتر به امنیت پیرامونی و منافع مستقیم خود این رژیم مربوط میشود. اسرائیلیها همواره تأکید میکنند که کشوری مستقل هستند و آمریکاییها نیز تا حدی چنین استقلالی را برای آنها به رسمیت میشناسند.
اما پروژههایی که آثار عمیق منطقهای و جهانی دارند، مانند حمله به ایران، از جمله موضوعاتی نیستند که اسرائیل بتواند بهتنهایی درباره آنها تصمیمگیری کند. هر اقدامی در این سطح، قطعاً پیش از اجرا با آمریکا هماهنگ میشود.
در جنگ نخست نیز همین اتفاق رخ داد؛ ابتدا اسرائیل حمله کرد و سپس آمریکا به آن پیوست. در جنگ دوم نیز هر دو طرف بهصورت همزمان وارد میدان شدند. بنابراین، در هر دو مورد، هماهنگیهای لازم از پیش صورت گرفته بود.
افزایش محدود قیمتها هنوز آمریکاییها را نگران نکرده است/ تجربه جنگ عراق نشان میدهد که تلفات بالا همهچیز را تغییر میدهد
ببینید، نظرسنجیها نشان میدهد که واقعاً نارضایتیهایی وجود دارد و این جنگ در میان افکار عمومی آمریکا محبوبیت چندانی ندارد، اما اینکه آیا این مسئله میتواند مانع ادامه جنگ شود یا خیر، من چنین تصوری ندارم و برای این مسئله دو دلیل دارم.
دلیل نخست این است که پیامدهای اقتصادی جنگ هنوز بهشکل جدی بر زندگی روزمره مردم آمریکا تأثیر نگذاشته است. به عبارت دیگر، شاهد جهش گسترده قیمتها در آمریکا نبودهایم. درست است که قیمت بنزین افزایش یافته و نرخ تورم بالاتر رفته است، اما این افزایش در حدی نبوده که فشار شدیدی بر جامعه وارد کند.
برای مثال، اگر قیمت بنزین از سه دلار به چهار دلار برسد، با شرایطی که قیمت آن به ده دلار افزایش پیدا کند، تفاوت زیادی دارد. چنین شوکی در اقتصاد آمریکا ایجاد نشده است. همچنین نرخ تورم و بیکاری نیز به سطحی نرسیدهاند که بحران جدی به وجود آورند.
دلیل دوم این است که شمار تلفات آمریکاییها به اندازهای نبوده که افکار عمومی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. آمار رسمی از حدود ۱۶ یا ۱۷ کشته سخن میگوید و چنین رقمی برای جامعه آمریکا، هرچند ناخوشایند، اما همچنان قابل تحمل است.
اما اگر تعداد کشتهها به سه هزار یا چهار هزار نفر برسد، شرایط کاملاً متفاوت خواهد شد. تجربه جنگ عراق نیز همین مسئله را نشان میدهد. در ماههای نخست جنگ، تعداد تلفات پایین بود و اعتراض جدی شکل نگرفت، اما هنگامی که تعداد کشتهها به چهار هزار یا چهار هزار و پانصد نفر رسید، موج مخالفتها آغاز شد.
در شرایط کنونی نیز وضعیت به همین شکل است. از آنجا که نه اقتصاد آمریکا آسیب جدی دیده و نه تعداد تلفات بسیار بالا بوده است، اگرچه این جنگ محبوبیت چندانی ندارد، اما میزان نارضایتی هنوز به اندازهای نیست که دونالد ترامپ را به توقف عملیات نظامی وادار کند.
۲۱۹

